خواجهء مذكور رخصت شد كه رفته همان جا باشد .
از صحايف بيّنات پيداست هر نيكوانديشهاى اقبالمند كه كار را به مشورت خرد خردهدان نمايد ، هر آينه به خوبترين وجهى به مراتب عليّه رسيده كامياب دولت شود . مرآت اين معنى احوال گرامى حضرت گيتىستانى فردوسمكانى ست كه در چنين تذبذت خاطرسپاهى و افزونى مخالف توسّل به همّت كشورگشا جسته و توكّل به عنايت خداوندى كرده ، روى توجّه بر گشاد كار و حصول مراد گماشته شهر آگره را كه مركز ولايت هندوستان است مستقرّ سرير خلافت فرمودند و به نيروى تدبير و شجاعت و فروغ داد و دهش انتظام اشتات « 24 » اين ولايت دادند ؛ چنانچه رفتهرفته بسيارى از امراى هندوستان و سران و سروران اين ممالك آمده شرف خدمت دريافتند .
از آن جمله شيخ گهورن دولت ملازمت دريافت و تا سههزار كس [ 102 ] نامى را وسيله شده به عتبهء عليّه آورد و هر كدام زياده از حالت خود رعايتها يافت . ديگر فيروز خان ، شيخ بايزيد ، محمود خان لوحانى ، قاضى جيا « 25 » - كه از سرداران نامور بودند - شرف خدمت دريافته به مقصد فايز گشتند . به فيروز خان از جونپور ( 63 ) يك كرور تنگه و چيزى جايگير مقرّر شد ؛ به شيخ بايزيد از ولايت اوده يك كرور نامزد گشت ؛ به محمود خان از غازىپور نود لكه تنگه ؛ به قاضى جيا از جونپور بيست لك تنگه تنخواه شد . و در اندك فرصتى بواعث امن و فراغت و دواعى عيش و عشرت پديد آمد و اسباب كامرانى چنانچه شايستهء دولت ابدپيوند باشد آماده گشت .
از عيد شوّال چند روز گذشته بود كه در دار الخلافهء آگره در خانههاى « 26 » سلطان ابراهيم جشنى عظيم داشتند و داد خوشدلى داده ، گنجينهء انعام در دامن عامّهء خلايق ريختند و ولايت سنبل در مواجب حضرت جهانبانى مقرّر داشته اضافهء سركار حصار فيروزه - كه سابقا به جلدوى آن حضرت مقرّر شده بود - ساختند و به وكالت آن حضرت امير هندو بيگ به حكومت آن حدود نامزد شد .
چون بين « 27 » آمده محاصرهء قلعهء سنبل نموده بود ، امير مذكور و كتّه بيگ و
هامش
( 24 ) ج : اسباب ؛ م : اثبات
( 25 ) م : قاضى حبا
( 26 ) م : خانههايى
( 27 ) ج : مين ؛ م : بين