تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
اطراف و جوانب را مخالفان « 17 » داشتند و قلعه‌هاى نواحى اكثر متمردان ضبط كرده بودند : حصار سنبل قاسم سنبلى داشت ؛ در قلعهء بيانه نظام خان كوس مخالفت مىزد ؛ ميوات را حسن خان ميواتى محكم ساخته علم مخاصمت مىافراخت ؛ دهولپور را محمّد زيتون مستحكم نموده دم منازعت مىزد ؛ حصار گواليار را تتار خان سارنگ‌خانى استحكام داده بود ؛ راپرى « 18 » را حسين خان لوحانى « 19 » ؛ اتاوه را قطب خان ؛ كالپى را عالم خان محافظت مىنمود ؛ مهاون را - كه متصّل به آگره است - مرغوب نام غلام سلطان ابراهيم مضبوط مىداشت ؛ قنوّج ( 62 ) و ساير بلاد - كه آن طرف درياى گنگ واقع شده‌اند - به در دست افغانان بود به سركردگى نصير خان لوحانى « 20 » و معروف فرملى « 21 » كه با سلطان ابراهيم هم نيز مخالفت و منازعت داشتند و بعد از واقعهء سلطان ابراهيم بسيارى از ولايات ديگر را قابض شده يك دو كوچ پيش‌آمده ، بهار خان پسر دريا خان را پادشاه برداشته سلطان محمّد لقب كرده بودند . در اين سال كه عرصهء آگره مخيّم سرادقات اقبال شد ، افراط گرمى هوا و شايبهء سموم و و با ضميمهء كوته حوصله‌هاى اردوى معلّى گشته ، جمعى كثير از توهّم ناخردمندانه فرار نمودند « 22 » . از ظهور ارباب خلاف و ناسازگارى هوا و ناروايى راهها و ديررسيدن سوداگران ، تنگى معيشت و فقدان اجناس پديد آمد و كار بر خلايق دشوار شد . اكثر امرا قرار به انتقال از هندوستان به كابل و آن حدود دادند و يكّه جوانان بسيارى ترك اين ممالك گفته بىرخصت رفتند . اگرچه اكثر امراى قديم و كهنه‌سپاهيان سخنان غير ملايم در حضور و غيبت مىگفتند و به عبارت و اشارت مقدّماتى كه مرضى خاطر مقدّس نباشد به ظهور مىآوردند ، امّا حضرت گيتىستانى كه به دوربينى و بردبارى يگانه بودند تغافل فرموده به انتظام ممالك اشتغال داشتند ، تا از مخصوصان و تربيت كرده‌هاى آن حضرت ، كه از ايشان چشمداشت ديگر بود ، حركات بىمزهء كهنه عملهء روزگار به ظهور آمدن گرفت ؛ على الخصوص احمدى پروانچى و
هامش
( 17 ) م : مخلصان ( 18 ) ح : راميرى ( 19 ) ج : بوحانى ؛ ح : نوحانى ( 20 ) ج : نصير خان نوحانى ؛ م : نصير خان ( 21 ) ح : قرملى ؛ م : قريلى ( 22 ) ج : فرار دادند