كنگاش نمودن حضرت گيتىستانى و گرفتن حضرت جهانبانى يورش شرق رويه بر ذمّهء اخلاص خود
چون حضرت گيتىستانى فردوسمكانى در دار الخلافت آگره كامياب و كامبخش بوده ، خاطر جهانگشا را از انتظام ممالك مفتوحه پرداختند و موسم باران - كه بهار هندوستان است و زمان طراوت و نضارت به انبساط دوستان و نشاط باغ و بوستان - گذشت و هنگام جلوهء كشورگشايان و جولان بادپيمايان درآمد ، با خردمندان آگاهدل و دلاوران جلادتمنش كه در بساط حضور بودند حرف يورش شرقى به جهت دفع لوحانيان - كه قريب پنجاههزار سوار از قنّوج پيشتر آمده انديشههاى تباه داشتند - يا غرب رويه به جانب راناسانكا و استيصال او - كه بس قوى شده بود و بتازگى حصار كهندار « 1 » را به قبض خود درآوده كله گوشهء نخوت كج مىنهاد و آهنگ فتنه و فساد داشت - در ميان آوردند .
بعد از كنگاش به امراى عظام و امناى كرام ، راى دولتپيراى بر آن قرار گرفت كه چون راناسانكا هميشه عرايض به كابل مىفرستاد و لاف اطاعت را دستآويز خود ساخته ، دم نيكوخدمتى مىزد و [ 103 ] و از اينكه چندگاه عرضه داشت او نيامد يا قلعهء كهندار را از حسن ولد مكن - كه هنوز به سعادت زمينبوس
هامش
( 1 ) ج : كندهار