خجسته و بختبلند به مشورت عقل خداداد كه مورد الهام ربّانى است در روز چهارشنبه دوازدهم رمضان هفتصد و هفتاد و يكّم سال ايتييل در بلخ افسر فرماندهى و اكليل كشورگشايى و كامگارى بر سر نهاده اورنگ سلطنت و جهانبانى را پايهء بلند بخشيد و به مدّت سى و شش سال - كه ايّام سلطنت و جهانآرايى او بود - ولايت ماوراء النهر ، خوزستان ، مصر ، شام ، روم و غير آن به همّت كشورگشايى و دانش فراخ حوصله در حيطهء تصرّف و قبضهء اقتدار درآورد ، و رايات استيلا و استقلال را در ساحت ربع مسكون و عرصهء هفت اقليم سربلندى داد .
هركه شامت كردار و وخامت عاقبت دامنگير او شد و سر از گريبان انقياد بيرون آورد ، موىكشان به سياستگاه قهرمان عدالت رسيده ، خارستان نتايج اعمال در كنار خود ديد . و روز دوشنبه ذيقعدهء هفتصد و هشتاد و نهم به واسطهء فتنه و فسادى كه از مردم اصفهان واقع شده بود آن شهر را قتلعام فرمود . از آنجا عنان عزيمت به جانب دار الملك فارس منعطف ساخت و آل مظفّر به خدمتش پيوستند .
چون خبر مخالفت توقيمش خان - كه فرمانرواى دشت قبچاق و از تربيتيافتگان آن حضرت بود - شنيد دو نوبت لشكر بر سر او برد و لواى فتح برافراخته مراجعت نمود . دشت قبچاق را - كه طولش هزار فرسنگ و عرضش ششصد فرسنگ است - به نفس نفيس سير فرموده از خس و خاشاك فتنه پاك ساخت .
و نوبت ديگر به ايران نهضت فرموده در هفتصد و نود و پنجم شاه منصور را - كه كلاه گردنكشى كج مىنهاد - به قتل درآورد و آل مظفر را برانداخت . به همّت و الا كارهاى عظيم كه ناسخ كارنامههاى رستم و افراسياب باشد در آن مرز و بوم به وقوع آورد و ممالك فارس را به جهت آسايش اولياى دولت قاهره گلزار بىخار ساخت . بعد از آن به نيروى دولت و اقبال فتح بغداد كرد و چند نوبت به گرجستان درآمد و همعنان فتح و نصرت برآمد .
دوازدهم محرّم هشتصد و يكم درياى سند را جسر عالى بسته عبور فرمود و به
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص١٢٧