جانشين خود كرد . او در لوازم دارايى و ملكافزايى كوشش نمود . او را نه پسر بود . بعد از گذشتن او منولون - والدهء فرزندان - كه به عقل و تدبير يكتا بود به گوشهاى رفته به تربيت فرزندان مشغول گشت .
روزى جلاير - كه از قوم درلكيناند - كمين گرفته منولون و هشت فرزند او را به قتل رسانيدند . قايدو خان كه پسر نهم بود به خواستگارى يكى از خويشان پسر عمّ خود ماچين رفته بود نجات يافت و به دستيارى و مددكارى ماچين جلاير بر نادانى خود معترف شده هفتاد تن را كه در كشتن شريك بودند به خون منولون و پسرانش كشتند ، و عيال و اطفال ايشان را بسته پيش قايدوخان فرستادند . خان داغ بندگى بر جبين آنها نهاده گذاشت . و فرزندان ايشان زمانى دراز در قيد بندگى بودند .
قايدو خان
بعد از چندين وقايع به سعى ماچين بر سرير سلطنت نشست و در آبادانى [ 68 ] عالم اهتمام نمود . قصبهها آبادان ساخت و خيل و حشم او بسيار پديد آمد .
با جلاير او را كارزار به وقوع پيوست . ملكرانى و جهانبانى به استقلال كرد . و چون از عالم درگذشت از او سه پسر ماند .
بايسنغر خان
بزرگترين فرزندان او بود به كاردانى و سربهراهى رعيّت و سپاهى يگانهء روزگار بود . به وصيّت پدر تختآراى فرماندهى گشت .
تومنه خان
پسر گرامى اوست . پدر در هنگام گذشتن از اين جهان گذران ملك و دولت به او سپرد . مسند شهريارى و جهانگيرى به وجود او فروغ يافت . با مردانگى خردمندى زينتبخش حال او بود و با بزرگمنشى بردبارى رونقافزاى روزگار او . بسيارى از مملكت مغلستان و تركستان به زور بازوى تدبير و نيروى سرپنجّهء