انوش
انوش در ششصد سالگى شيث از خلوتسراى عدم به جلوهگاه وجود آمده بود .
گروهى از گزارندگان سخن بر آناند كه مادر او قدسىنژادى بود كه مثل آدم بىپدر و مادر خلعت هستى پوشيده بود ، و بعد از پدر به موجب وصيّت مسندآراى خلافت شد .
اوّل كسى كه در اين دور اساس فرمانروايى نهاد او بود . گويند ششصد سال كامروايى سرير اقبال داشت . و به روايت يهود و نصارى نهصد و شصت و پنج سال . و به قول ابن جوزى ( 13 ) نهصد و پنجاه سال . و به قول قاضى بيضاوى ششصد سال عمر يافت . او را فرزند بسيار شد .
قينان
از جميع فرزندان انوش ، روشنضمير و بيداربخت و فراخحوصلهتر بود . اين بزرگنهاد بعد از رحلت پدر بنابر تمهيد وصيّت به انتظام مهام جهانيان مشغول گشت و بر شاهراه متابعت و اقتفاى آباى كرام سلوك نمود .
عمارت بابل و شهر سوس بناى اوست . ابداع بساتين و عمارات هم به او نسبت مىدهند . در عهد او آدميزاد بسيار شد . به كاردانى خود همه را متفرّق ساخت و خود با اولاد شيث در حدود بابل اقامت فرمود .
نهصد و بيست و شش سال زندگى كرد . بعضى بر آناند كه ششصد و چهل سال آب زندگانى مىخورد . و طايفهاى بر آناند كه قريب صد سال فراهمآور پريشانيهاى روزگار بود .
مهلائيل
بهترين فرزندان قينان بود . چون عمرش به نهصد سال رسيد او را به جاى خود مسندنشين [ 55 ] ساخت . او سيصد سال فرمانروايى گيتى يافت . عمر او نهصد و بيست و شش سال بود ، يا هشتصد و چهل ، و يا هشتصد و نود و پنج سال .