پوشيده نماند كه از محاسبان هندوستان صدهزار را يكلك خوانند ؛ و دهلك را پريوت گويند ؛ و ده پريوت را يك كرور نامند ؛ و صد كرور را يك ارب خوانند ؛ و ده ارب را يك كهرب نامند ؛ و ده كهرب را يك بكهرب گويند ؛ و ده بكهرب را مهاسروج و پدم مىخوانند ؛ و ده پدم سنكه باشد ؛ و ده سنكه را سمدّر گويند و كوراكور نامند .
و مخفى نماند كه زعم ايشان بر آن است كه در زمان پيش در يك جاى مخصوص از هر شكمى يك پسر و يك دختر به وجود مىآمد ، چنانچه در ميان عوامها هم اشتهار دارد . و گمان اين گروه آن است كه از موى سر اينها - كه به جگلى موسوماند - چهارهزار و نود و شش مقدار مويهاى [ 51 ] خردان ديار دهلى سطبر است .
و مىگويند كه موى طفل جگلى هفتروزه كه بغايت باريك است تجزيه به مثابهاى بايد كرد كه ديگر قسمت نپذيرد ، و از جنس اجزاى موى مذكور چاهى « 6 » را كه طول و عرض و عمق آن چهار گروه باشد پر ساخت ، و بعد از گذشتن صدهزار سال يك جزو از اجزاى مذكوره را از آن چاه برآورد . تا زمانى كه آن چاه خالى شود اين مقدار زمان را - كه آن چاه به روشن مذكور خالى شود - پلوپم گويند . و هرگاه ده سمدّر - كه شرح آن گفته شد - از پلوپم گذرد يك ساگر شود . كميّت ادوار مذكور به اعتقاد اين مردم از حيطهء بيان و احاطهء تبيان افزون است .
گمان اين جماعت آن است كه به جهت انتظام عالم صورت و معنى در هر شش آره بيست و چهار آدم گرامى از دار الملك كمون به عالم ظهور مىآيند و سپرى مىشوند كه نام اوّل آدناتهه است و رگهوناتهه هم مىگويند . و روايتى دستورالعمل اين برگزيدهء ايزدى پنجاه كرور لكساگر است . نام آخرين مهاديو است و مدّت رواج احكام او بيستهزار سال است كه امروز دوهزار سال از او گذشته است ، و چندين بار خواهند آمد .
و براهمهء هندوستان - كه جمهور اهل هند تابع اقوال و اعمال ايشاناند -
هامش
( 6 ) م : جائى