مرتاض مفهوم مىشود كه اين عالم و عالميان را ابتدايى و اين مظاهر اسماى صفاتى را مبدائى پديد نيست ، يا به معنى قدم چنانكه اكثرى حكماى متقدّمين [ 50 ] بر آناند ، يا به معنى كمال طول امتداد كه پهلو به قدم مىزند .
گروه سيورها - كه به رياضت و تجرّد و حكمت در كلّ ممالك هندوستان امتياز دارند - زمانه را كه به زبان هندى كال گويند بر دو قسم منقسم ساختهاند :
يكى اوسرپنى ، يعنى زمانى كه آغازش به شادمانى گذرد و آخرش به اندوه انجامد ؛ دوّم اوتسرپنى ، يعنى برعكس اوّل . و هر كدام از اين دو قسم را به شش حصّه جدا ساختهاند و هر حصّه را آره نامند . و هر يك از اين آرهها را نامى مخصوص نهادهاند به مناسبت خواص آن زمانه . چنانچه آرهء قسّم اوّل سكهمان سكهمان به تكرار اين لفظ مىگويند ، يعنى زمانهاى است كه مسرّت بر مسرّت و فرح بر فرح مىآرد ، و امتداد اين زمان فرحتبخش چهار كوراكورساگر است ؛ و نام آرهء دوّم سكهمان است ، يعنى زمان خوشحالى و فارغبالى ، و مدّت او سه كوراكورساگر است ؛ نام آرهء سيوم به سكهم دكهمان اشتهار دارد ، يعنى در موسم خوشحالى اندوه و بدحالى طارى مىشود و مقدار امتداد اين آره دو كوراكوساگر است ؛ و آرهء چهارم به دكهمان سكهمان مشهور است ، يعنى در اوقات اندوه و غم خرّمى و بىغمى روى دهد ، و درازى اين آره يك كوراكورساگر است به چهل و دو هزار سال كم ؛ و آرهء پنجم دكهمان است ، بر خلاف آرهء دوم كه سكهمان بوده . طول مدّت اين آره بيست و يك هزار سال است ؛ و آرهء ششم دكهمان دكهمان است ، بر خلاف آرهء اوّل . و مدّت او نيز بيست و يك هزار سال است .
و اسامى آرهاى قسم دوّم بعينه همين اسامى است ، ليكن آرهء اوّل قسم دوّم در نام و مدّت متّحد است به آرهء ششم قسم اوّل ؛ و آرهء دوّم قسم دوّم نيز متّحد است به آرهء پنجم قسم اوّل ؛ و سيوم دوّم به چهارم اوّل مطابق است ؛ و چهارم دوّم به سيوم اوّل موافق است ؛ و پنجم دوم عين دوّم اوّل است ؛ و ششم دوم عين اوّل اوّل است . و الحال به زعم ايشان از آرهء پنجم قسم اوّل دوهزار و كسرى سپرى شده است .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 88
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٨٨