تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
رباعى
گويند كه هر هزار سال از عالم * آيد به وجود اهل وفايى محرم
آمد زين پيش و يا نزاده ز عدم * آيد پس ازين و يا فرورفته به غم .
و به طرزى ديگر مىگويند : رباعى
هريك چند از خسان جهان سير آيد * روشن جانى ز آسمان زير آيد
خاقانى ازين جنس درين دهر مجوى * بر ره منشين كه كاروان دير آيد .
به اقبال سعادت كامياب ملازمت اين فرمانفرماى كلّ و عقده‌گشاى سبل گشته از دولت توجّه و التفات عالىمزاج زمانهء عشوه ده دانا فريب را فهميده خاطر را كه سرگردان باديهء اسباب بود فراهم آورده ، در نشاهء تعلّق جز تحصيل خشنودى او ، كه عين رضاى ايزدى است ، به هيچ چيز سرگرمى ندارد ؛ و دل را از قيود تعلّقات و تقيّدات دنيوى آزاد ساخته ، نه در حسرت گذشته و نه در آرزوى آينده دلخراش است ، چنانچه شرح احوال خود را از استسعاد ملازمت و استظلال به ظلال رأفت و عاطفت و سربلندى از اواج « 1 » عزّت و ارجمندى به غرفهء معرفت در محلّ خود رقمزدهء كلك عرض خواهد گردانيد .
هامش
( 1 ) م : و سربلندى ازواج