تصوير اسامى گرامى دايههاى سعادتپيراى و قوابل روحانى قوالب حضرت شاهنشاهى
همان زمان كه آسمان به فرّ ولادت عاليش بر زمين حسد برد و زمين به مقدم گراميش بر آسمان فخر جست ، روز آفرينش نورانى شد ، پايهء دانش و بينش بلند گشت و به دست سايهپروران سعادت پرتو و نسرين بدنان پاكدامن عنصر قدسى و گوهر قدّوسى آن حضرت كه به سرچشمهء نور الهى و درياى معرفت ازلى شستشو يافته بود و انوار قبول و اقبال بر وجود پاكش تافته به رسم عادت - كه شيوهء متصديّان تربيت تركيب ظاهر عنصرى است - اغتسال و اصطفا يافت ، دايههاى معتدلمزاج ، روح امتزاج به قماط سعادت ارتباط - كه از پردههاى ديدهء پاكان پاكتر بود - پيچيده ، آن پيكر ربّانى و هيكل آسمانى را به حسن ادب و كمال احترام بر كنار و كتف قدسى سيرتان پاكذيل نهادند و پستان مهربانى به نوشين لبش داده به شيرهء جانپرور شيرينكام ساختند .
شعر
شير ز بهر لبش انگيختند * شير و شكر را به هم آميختند