نكرده ، زمانى كه مقدار حركات ثوابت را احساس توان نمود نيافتهاند . پس در وقت تعيّن بروج صورت اسد كه از اجتماع چند كواكب ثابت متوهّم مىشود محاذى و مقابل جزوى از فلك الافلاك بود كه الان به حركت فلك البروج از آن جز انتقال نموده به موضعى كه صورت سنبله در آن زمان در آن موضع بود استقرار يافته و همچنين سنبله به موضع ميزان و ميزان در مكان عقرب تا آخر بروج .
پس حساب منجّمان هند بر وفق رصد حكماى متقدّمين است كه مبتنى بر عدم حركت ثوابت ، و حساب رصد جديد بر اعتبار حركت فلك البروج كه مستلزم انتقال صورت اسد است به موضع سنبله . و مقدار مابهالتفاوت در ميان اين دو حساب هفده درجه است كه هر برجى هفده درجه از مكان خود انتقال نموده .
و از اينجا مىتوان دانست كه از رصدى كه حكماى هندى بستهاند تا رصد جديد يكهزار و يكصد و نود سال گذشته ، به قولى كه در هر هفتاد سالى يك درجه قطع كند ؛ چنانچه اكثر حكما بر آناند كه به ضرب هفتاد در هفده . و به قول بطلميوس - كه در صد سال قطع يك درجه باشد - فاصله در ميان رصدين يكهزار و هفتصد سال بود . باريكبينان حقايق معانى و دقايقشناسان رموز آسمانى از اين مواقع خلاف و موارد اختلاف در وادى حيرت مىافتند .
و اكنون كه قدوهء حكماى روزگار ، عضد الدّوله امير فتح اللّه شيرازى ، به قوانين يونانى و ضوابط فارسى استنباط طالع همايون حضرت شاهنشاهى نموده اسد قرار [ 42 ] دادند - چنانچه نموده آمد - به وضوح مىپيوندد كه منشأ اختلاف نه بر آن است كه گمان برده مىشد ، خاصه كه حكماى هندوستان بر وجود افلاك قايل نباشد - چنانچه در دفتر دوّم « 1 » مشروح است - بلكه حكمت الهى و غيرت ايزدى چنين اقتضا فرمود كه احوال اين فارس ميدان عظمت و محرم خلوتسراى كبرى « 2 » هم از نظر انديشهء بالغنظران خردهدانان باريكبين مخفى ماند ، و هم از چشم بدانديشان كورباطن مستور و محتجب باشد . از اين سبب است كه حضرت جهانبانى جنّتآشيانى كه در تدقيقات اصطرلابى و تحقيقات زيجى و رصدى
هامش
( 1 ) ز ، م : آخرين دفتر
( 2 ) م : كه ما