گرامى مقابله نموده عطيّات كواكب و سعادات علويّات را به ميزان تأمّل برسنجند ، دريابند كه زايچهء صاحبقرانى چه خبر مىدهد و اين زايچههاى قدسيّه از چه آگاه مىسازند .
سبحان اللّه ! با وجود تباعد مستخرجين از روى زمان و مكان و حال و تخالف ضوابط هريكى از صحايف طالع فرخنده مطالع - كه صورت گذارش يافت - توافق دارند كه اين مولود به پايهء اعلى مراتب كونى و الهى رسد و ذات مقدّس او مجموعهء مكارم صورى و معنوى گردد و از اقسام كمالات و ملكات قدسى و كامروايى صورت و معنى ، و سلطنت ظاهر و باطن ، و انواع حالات جهانبانى ، و درجات فرمانروايى ، و مدارج علياى حقپرستى و خداشناسى ، و درويشپرستى و غريبنوازى ، و درازى عمر و صحّت بدن ، و اعتدال مزاج ، و ممدوح عوام و خواص بودن ، و مشكور صغير و كبير شدن ، و كمال آگاهى و خبردارى از احوال عالم ، و ضبط ممالك و حفظ مسالك و ساير امور ملكرانى و جهاندارى .
و از غرايب آنكه جملگى اين حالات كه رموزدانان تنجيم به فكر و تأمّل به آن پى بردهاند ، سادهلوحان نقوش ستارهشناسى از فروغ دوربينى خود از صفحهء پيشانى احوال آن حضرت مىخوانند امّا قوّت ناطقه از اداى بيان مراتب به عجز و قصور اعتراف مىنمايد .
شعر
اى صفاى تو زبانها را بيان انداخته * عزّت ذاتت يقين را در گمان انداخته .