تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
است بر آنكه صاحب طالع با وجود علم بر احوال كوته‌انديشان تيره‌راى در مقام حلم و عفو باشد . و بردبارى و فراخ حوصلگى و عموم مهربانى از صفات لازمهء او باشد . ايزد تعالى آن خديو اقبال را به قرون و دهور ممتد دارد كه صفات خلق عظيم - كه اصل و خلاصهء امور جهاندارى و ملك‌آرايى و سبب صيد خاطر دوست و دشمن و رابطهء جذب قلوب و انتظام ضماير خواص و عوام است - به حمد للّه و المنّه در مجموعهء اخلاق مهذّب اين مؤدّب دبستان كبريايى احديّت بر وجه اتمّ و نهج كمال مشاهد و معاين است ، و از اصل فطرت و مبدأ طينت به اين عطيّهء و الا و موهبت خاص اختصاص يافته . و از روى تحقيق آن همه شمايل و سجاياى پسنديده بىتكلّف و تصلّف ملكهء آن ذات سماوى بركات گشته ، از اين سرچشمهء معدلت به جداول بساتين استعدادات ارباب استفاضه جارى و سارى است . شعر
هميشه تا كه بر افلاك انجمند پديد * هميشه تا كه به ارواح قايمند اجسام
مباد جز به هواى تو گردش گردون * مباد جز به رضاى تو جنبش اجرام .
[ 40 ] اين است انموذجى از احكام زايچه‌هاى طالع اقبال مطالع . و اگر عطيات كواكب و سعادت نظرات و خواص بيوت و غير آن به تمام و كمال ايراد كرده شود ، هر آينه دفاتر به هم رسد و صحايف ساخته گردد . شعر
نمىرسد ز شمار دقايق شرفش * مهندسان رصدبند را بجز تخمين .