كرده ؛ از جانب بندگان اقدس شهريارى ، روحنا فداه ، كه آنوقت سمت ولايتعهد داشتند ، تلگرافات و احكام سخت رسيده ؛ مقرر داشتند كه اختيار وزراء و رعايا و اجراء امور دولتى ، تمام به عهدهى شخص صدراعظم است .
حكم مبارك را كه مردم زيارت كنند و سلطان مقتدرى بيابند ، ديگر احدى را مجال تخلف نيست ؛ همه شاهپرستى را پيشهى خود مىسازند . كارها نظمى گرفت و رعايا دانستند شبانى مثل حضرت موسى دارند كه يدبيضا مىكند و عصا را از براى سحره و كفره اژدر مىسازد .
خلاصه ، از همان روز هفدهم ، در جنب روضهى مطهرهى حضرت عبد العظيم ، عليه التحيه و التكريم ، جايى وسيع براى مدفن جسد همايون اختيار كرده ؛ شروع به بناى مقبره و بقعهى عاليه نمودند . و در اين مدت يك سال ، جسد مبارك ناصرى ، در تهران ، در تكيهى دولت كه وصل به عمارات و سراى سلطنتى است ، امانت بود . روز و شب ، جمعى از قراء در آنجا به تلاوت قرآن مشغول بوده ، آن محوطه جلوه و نمايش داشت .
روز پنجشنبه ، نوزدهم ذيقعده اين سال ، كه هزار و سيصد و چهارده هجرى است و يك سال و دو روز از شهادت آن شاهنشاه مىگذرد ، نعش مبارك را با تعظيمات و تشريفات دولتى حمل به زاويهى مقدسهى حضرت عبد العظيم نمودند . اهل لشگر و كشور و وزراء و امراء و شاهزادگان عظام و مستوفيان فخام و لشگرنويسان كرام و قشون ظفر فرجام و هريك از خدام آستان گردون احتشام را حاضر كرده ؛ علماء عظام دارالخلافه و سفراء و وزراء مختار دول متحابه ، هريك حاضر شده ، به تشييع جنازه آمدند . تمام با لباسهاى رسمى و علايم عزادارى ، به خيابان همايون و پيشگاه سر در الماسيه ، از براى تشريفات تشييع جنازه منتظر بودند . اين اشخاص ، همهجا ، از دم باب همايون تا قرب دروازهى تهران ، از دو طرف خيابانها صف بسته ؛ در كمال ارادت و گريه و عزادارى ايستاده بودند .
بندگان اقدس همايون شاهنشاهى ، با حالت عزا به كرياس باب همايون تشريف آورده ؛ شاهزادگان عظام و منتسبين خاص خاندان سلطنت ، كه از آن جمله اميرزادگان فخام :
فرزندان حضرت و الا ركن الدوله بودند ، نعش مبارك شاهنشاه شهيد را كه از تكيهى دولت به كرياس آورده بودند ، به دوش خود حمل نموده ، به پاى محفه آوردند .
بندگان اقدس همايون هم از عقب نعش ، از در باب همايون ، بيرون تشريف آورده ؛ نسبت به علماء اعلام و سفراء خارجه بذل تفقد فرموده ، يك مسافتى هم با كمال هم و غم مشايعت جنازه فرموده . همينقدر كه جنازهى مبارك را بر تخت و محفهيى كه بر دوازده اسب سياه عظيم الجثه بسته بودند حمل نمودند و هنگام حركت شد ، آقايان و علماء عظام و شاهزادگان فخام و وزراء كرام ، از حضور همايون استدعا كردند كه ذات اقدس شاهانه تشييع جنازه را به شاهزادگان و رجال دربارى واگذار فرموده ، به سراى سلطنت رجعت فرمايند . بندگان اقدس همايون معاودت فرموده ، جنازه را حركت دادند . از توپخانهى مباركه شليك توپ شد .
علماء بزرگ تا آخر خيابان باب همايون ، و سفراء كبار تا اول ميدان توپخانه ، پياده مشايعت نمودند . شاهزادگان عظام و رجال دولت و ارباب قلم ، يعنى : مستوفيان
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٦٧