تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
مملكت باشد ، پيشرفت نكرد . بعضى محظورات كه در عمل ديد ، پس از چهار ماه ، - كه شرحش نوشته خواهد شد - از وزارت داخله استعفا كرده ، به همان بزرگى و متانت سابق خود باقى ماند . مخبر الدوله مردى بزرگ و با عقل و بلند طبيعت و با جود و كرم بود . از ستيزه و داوطلبى مناصب و مدعى شدن با صدور كناره داشت ؛ هميشه به كوچه‌ى سلامت قدم مىزد . در پنهانى ، به جمعى از اشخاص مستحق پول مىداده و عطيات وافر داشته ؛ و ماهانه‌بگيرهاى او در خارج از شماره بيرون بود . ولى ، اگر كسى اظهار مىكرده كه : « مخبر الدوله به من عطيتى كرده است » ، او را ناگوار مىآمد و ديگر به او چيزى نمىداد . ادارات دولتى كه با او بود ، هميشه ، منظم و بىغائله و باشكوه ديده شد . اگر از حالات و كرامات و افعال صحيحه‌ى او بخواهيم شرحى بنگاريم ، سخن به‌طول مىكشد ؛ همين‌قدر دربارى او كافى است : در وزارت داخله‌ى خود ، پول سياه را ديد مغشوش شده ، تومانى پنج هزار صرف پيدا كرده ؛ كه بايد پانزده قران سياه داد و ده قران سفيد گرفت . و اين كار به واسطه‌ى آن بود كه حاجى محمد حسن ، رئيس و امين دار الضرب ، قراضه‌ى مس را ، كه در يك من هشت هزار يا يك تومان بود ، خريده و پول سياه سكه كرد ؛ و هريك من مس كه سكه مىشد ، به قيمت سه تومان و يك هزار رواج داشت . محض صرفه‌ى خود ، در اين چند سال ، هرقدر توانسته بود پول سياه سكه كرده بود . هر تومان پول سياه ، كه سابقا با يك تومان سفيد پنج شاهى صرف داشت ، صرفش رسيد به آنجا كه هر تومان پول سفيد به يك تومان و پنج هزار پول سياه مبادله مىشد . اين كار بسى به مردم خسارت رسانيد و راه معاملات بازار بسته شد و مردم به عسر و حرج مىافتادند و حساب و معيار پول را نمىدانستند . وزير داخله ، حاجى محمد حسن را حاضر كرد و او را محبوس داشت ؛ كه رفع اين خسارت كند و فايده‌يى كه از اين كار برده به مصادره و غرامت دهد . او و فرزندش ،
هامش
- مداخله مىنمود ؛ و هركس خود را به او مىبست ، كارى و شغلى مىيافت . مردم از او ترس و هراس داشتند . مثلا ، وزارت ماليه و رياست دفتر بايد تحت اداره و حكم وزارت داخله باشد ؛ لكن ، در اين عصر ، اگر شاهزاده فرمانفرما چيزى به وزارت ماليه مىنوشت كه فلان محل را درباره‌ى فلان برقرار نمائيد ، فورا پذيرفته و مطاع بود و مقصود او اجراء مىيافت . با آنكه وزارت جنگ حق حكمرانى به دفتر كشورى ندارد ، لكن ، در امر او قدرت تخلف نداشت ؛ از آنكه ، او مىتوانست كه اخلال در كار آن صاحب اداره كند و شغلش را به صدور دستخط مبارك ، به عهده‌ى ديگرى واگذار نمايد . بدون اسم ظاهرى ، رسم صدارت و دخل ولايات با او بود . جناب مخبر الدوله ، وزير داخله ، هم مردى بود كه تهور و بىحيايى و جلادت نداشت كه صريحا به خاكپاى مبارك همايونى از فرمانفرما و مداخله‌ى او به امور كشورى شكايت كند ؛ از آنكه ، شاهزاده فرمانفرما از كوچكى به نوكرى و چاكرى شخص همايونى اشتغال داشته ، هرگونه اقتدارى با او بود و به شرف مصاهرت سلطنت عظما هم افتخار و شرف مىورزيد و برادرى او با نواب عليه‌ى عاليه ، حضرت عليا ، هم كه از بانوان بزرگ محترمه‌ى حرمخانه‌ى جلالت است ، بيشتر باعث تقويت كار او بود . به اين جهت ، زهره‌ى شير بايد در دل كسى باشد كه با او ستيزه كند . در اين‌صورت ، از وزير داخله كارى بزرگ كه در اصلاح مملكت باشد ، پيشرفت نكرد . »
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 52 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان / غلامحسين افضل الملك