سواد دستخط مبارك دولتى كه دربارهى جناب مخبر الدوله ، وزير داخله ، شرف صدور يافته ، از قرار ذيل است : -
« از آنجا كه مخبر الدوله ، وزير علوم ، از جملهى وزراء مجرب و كافى است و كمال وثوق و اعتماد به حسن كفايت و كارگزارى معزى اليه داريم ؛ لهذا ، به موجب اين دستخط مبارك ، او را به وزارت داخلهى دولت برقرار و سرافراز ، و ادارهى خزانهى مباركه و ضرابخانه را ، به نحوى كه دستور العمل جداگانه مقرر شده ، به عهدهى كفايت و كفالت معزى اليه محول فرموديم ؛ كه با كمال استظهار و اميدوارى و استقلال ، به تكاليف معموله و مقررهى وزارت داخله پرداخته ، راپورت امور را به عرض برساند و احكام آن صادر شود . پيچىئيل ، شهر جمادى الآخر 1314 . »
درصدر اين دستخط دولتى ، به قلم معجز رقم و خط مبارك همايونى ، شرح ذيل شرف ترقيم يافته بود : -
« مخبر الدوله ! ما چون شما را شخص درست و مجرب امين بهجا آوردهايم و كفايت شما را به خوبى مىدانيم ؛ لهذا ، وزارت داخله را با خزانه و ضرابخانه و غيره كه مربوط به آن وزارت است ، به كف كفايت شما واگذار فرموديم . بايد بهطور خوبى اداره نمائيد و خاطر ما را آسوده بكنيد . »
جناب مخبر الدوله ، وزير داخله ، به كارها رسيدگى مىكرد ؛ كسى به اشتباه كارى نمىتوانست در آن دستگاه كارى بگذراند . اهل رشوت نبود ؛ اخاذى نداشت كه در يك عملى اهمال ورزد و احقاق حق نكند . هر كارى كه متعلق به هر ادارهيى بود ، تا وزير آن اداره صحت آن عمل را نمىنوشت ، او فرمان يا برات را مهر نمىكرد .
هر وزارتخانهيى دخلهاى گزاف برد و عملهاى غلط گذرانيد ؛ مگر ، اين اداره كه دخلى نمىبرد . فقط ، حفظ آبرو و نيكنامى خود ، و پيشرفت كار دولت و آسايش مردم را منظور داشت . به هواى نفس و اغراض شخصى و لجاجت كار نكرد ؛ حقوق مردم را زود رسانيد . ولى ، غالبا ، از نواب عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما ، كه وزارت جنگ با او شده بود ، در مجلس شكايت داشت . « 7 » از وزير داخله كارى بزرگ ، كه در اصلاح
هامش
( 7 ) - نگارنده از سطر چهارم صفحهى 66 تا سطر نخست صفحهى 67 را در اصل نسخه قلم گرفته است . مطالب مندرج در آن صفحات چنين است :
حاشيه راست صفحهى 66 و حاشيهى چپ صفحهى 67 و حاشيهى فوقانى صفحهى 68 : « اين سطرها را كه به دورش خط كشيدهام ننويسيد ؛ غلامحسين افضل الملك . اين صفحه را هم كه به دورش خط كشيدهام ننويسيد . اين سطر را هم ننويسيد . »
متن صفحهى 66 الى 68 : « از آنكه ، آن شاهزاده در تخريب اين اداره مىكوشيد . اگر پول نقدى از وجوه گمرك به دست مىآمد كه بايد به عوض حقوق مردم داده شود ، آن شاهزاده وجوه نقدى را به اسم مصارف لشكر و بعضى مخارج فوق العاده مىبرد . مثلا ، حكام بايد از طرف ادارهى وزارت داخله مشخص شود ؛ ولى ، چون شاهزاده فرمانفرما اقتدارى داشت ، اشخاصى كه حكومت يا شغلى مىخواستند ؛ به منزل او رفته ، شرايط تقديمات را بهجاى آورده ، دستخط مبارك همايونى را خطاب به وزير داخله صادر مىكرد كه : فلان حكومت به عهدهى فلان باشد ؛ در حالتى كه وزارت داخله صلاح نمىدانست كه حكومت فلان موضع با فلان شخص باشد . بههرحال ، شاهزاده فرمانفرما اگرچه وزارت جنگ و رياست كل قشون ايران را داشت ؛ ولى ، در معنى كار صدارت مىكرد و در جميع امور كه با او نبود -