تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
او مرحمت مىفرمودند كه براى وى بفرستند . بعد از ظهر ، مجلس سلام در پيشگاه تالار حوض بلور ، جنب تالار بريليان ، شرف انعقاد يافت . بندگان اعليحضرت اقدس شهريارى ، ادام الله عمره ، با چهر خورشيد و فر جمشيد ، در تالار بر كرسى جهاندارى جلوس فرموده ؛ حكيم الملك قليان سلام حاضر آورد . جناب مستطاب اشرف امجد اكرم ، ميرزا على اصغر خان امين السلطان صدراعظم ، و تمام شاهنشاهزادگان و شاهزادگان عظام و وزراء فخام و امراء و سرداران كرام و طبقات چاكران دربارى ، از ارباب سيف و قلم ، از مستوفيان و لشگرنويسان و خوانين قاجاريه و غلام پيشخدمتان ، با البسه‌ى مخصوصه خود ، هريك در جاى خود ايستاده ؛ از زيارت جمال مباركه‌ى شاهانه شادكام و مقضى المرام شدند . شاهزاده جهانسوز ميرزا به شرف مخاطبت خاص قرين اختصاص داشتند . خطيب خطبه خواند و شمس الشعراء قصيده‌ى مديحه بر زبان راند . جناب مستطاب صدراعظم ، با ابهتى تمام ، با آن جبه‌ى دور مرواريد ، به طورى در حضور مبارك در جلوى صفوف اهل سلام ايستاده بود كه آدمى از جلال او متحير مىماند . با اين جلالتى كه گويم ، اين بنده ، آن روز در سلك مستوفيان شرف حضور داشت ؛ در روى صدارت عظما كه نگاه كردم ، با آنهمه عظمت ، چهره‌شان را گرفته و كدر ديدم . تعجب كردم ، نتوانستم حدس بزنم . ولى ، سه روز بعد كه عزل ايشان معلوم شد ، دانستم كه آن چهره‌ى درهم و گرفته از عزل نهانى و امر مخفى او اخبار مىداده . بعد از انقضاى مجلس سلام ، بندگان اقدس همايون شهريارى در تالار بريليان ايستاده ؛ تمام قشون ظفرنمون حاضره در تهران ، از افواج و توپخانه و غير هم ، كه در باغ و سراى سلطنت عظما حاضر شده بودند ، با بيرق‌هاى خودشان و راپرت عرض تبريك به ترتيب از حضور مبارك گذشته ، مورد التفات مخصوص ملوكانه آمدند . شب شنبه ، پانزدهم كه شب ديگر اين عيد سعيد بود ، به رسم معمول ، مجلس ضيافت رسمى از طرف جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم در پارك و باغ خودشان منعقد گرديده ؛ شاهزادگان عظام و وزراء فخام و تمام سفراء كبار و وزراء مختار دول متحابه و اتباع سفارتخانه‌هاى سنيه و مأمورين محترم خارجه و زنان سفراء و وزراى مختار به صرف شام سر ميز و « سوپه » دعوت شده بودند . و جمع كثيرى از رجال دولت و اعيان مملكت و خدام محترم آستان مبارك شاهنشاهى و اهل سيف و قلم ، از مستوفيان عظام و محترمين اهل نظام ، به « سواره » ، يعنى : شب‌نشينى و خوردن شب‌چره ، از شربت و شيرينى مدعو بودند . اين مجلس تا هفت ساعت از شب گذشته طول كشيد . انواع و اقسام آتشبازى كردند ؛ كه آسمان و زمين را رنگارنگ و گوناگون ساخت . تمام درختان و خيابان باغ را ، طبقا عن طبق ، چراغ‌ها و فانوس‌ها و قنديل‌ها آويخته بودند . پارك به آن عظمت مثل روز روشن بود : اگر سوزنى گم مىشد ، آن را مىيافتند . در اتاق‌ها و رواق‌ها و غرفه‌هاى تحتانى و فوقانى و ايوان‌ها و سقف‌ها ، چهل‌چراغ‌ها آويخته و جارها و چراغ‌هاى لاله مىسوخت . بيشتر از صد هزار چراغ در باغ و دور باغ آويخته بودند ؛ كه ناظرين را