در اين ماه ، شاهزاده عبد الحسين ميرزا فرمانفرما از حكومت تهران معزول شد .
ولى ، روزها به دربخانه مىآمدند و شبها به اندرون شرفياب حضور همايونى شده ، بعضى عرايض مىكردند و در اجراء مقاصد خود بيشتر از پيشتر مىكوشيدند . حكومت تهران به عهدهى كفايت شاهزاده روح الله ميرزاى نصرت السلطنه ، رئيس خلوت همايونى و خازن مهر مهر آثار مبارك ، واگذار شد ؛ و به يك ثوب خرقهى ترمهى كشميرى با شمسه مرصع مخلع شد . حكومت شاهزاده فرمانفرما در تهران ، به چهار ماه نرسيد كه طلوعش به محاق كشيد . ولى ، بعد از چند روز كه در عزل صدارت عظما كوشيد ، چنان طلوعى كرد كه هيچيك از ستارههاى طالع وزراء را رخشندگى نبود . سلطان على خان امين بقايا ، كه از چاكران كافى است ، به وزارت بقايا و اتمام محاسبات دفترى منصوب ؛ و به يك ثوب لبادهى ترمهى كشميرى شمسهى مرصع مخلع شد .
روز جمعه ، چهاردهم شهر جمادى الاخر كه مقارن روز مولود مسعود بندگان اقدس همايون شهريارى ، روحنا فداه ، است خدام دولت و ابناء ملت را هزاران شعف و مسرت بود . شب چهاردهم ، شهر دارالخلافه را ، از ديوانخانهى مباركهى سلطنت و ميدان ارك و بازارها و كاروانسراها و ميدانها و خيابانهاى شهر و كليهى معابر و درب دكاكين را ، آذين بسته ، طورى چراغانى كردند كه نظير آن كمتر ديده شده بود . اهالى دارالخلافه به شيوهى شاهپرستى در گردش بوده ، به مراسم جشن قيام كردند . در خيابان ناصريه و ميدان جلوى سر در ، از طرف دولت اسباب طرب و سور و چراغانى فراهم كرده ، آتشبازى مفصل نمودند . شاهزاده نصرت السلطنه ، حكمران دارالخلافه ، با بعضى رجال دولت به بازارها و خانات تجارنشين ، به درب حجرات تجار رفته ، از طرف قرين الشرف همايون سلطنت تبريك و تهنيت گفته ، آنها را خشنود كردند .
روز عيد سعيد ، در دربار گيتى مدار دولت بساط جشن و تهنيت برپا گرديده ؛ قبل از ظهر ، سفراى كبار و وزراى مختار دول متحابه ، مقيمين دربار ايران ، براى عرض تبريك و تهنيت در سلامى خاص به اتفاق وزير تشريفات دولتى و ناصر الملك ، مترجم مخصوص حضور مبارك ، به حضور همايونى مشرف شده ؛ ملنيف پاشا ، سفير كبير دولت عليهى عثمانى ، از طرف هيأت « كرديپلوماتيك » به لغت فرانسه عرض تبريك كرد كه به توسط ناصر الملك ترجمهى حضورى شد . هريك به بذل تفقدات خسروانى شكرگزارى كرده ، رخصت معاودت يافتند . بعد ، وزراى مختار دول فخيمهى آلمان و اطريش و ايتاليا و بلژيك ، كه به هريك از ايشان يك قطعه نشان درجهى اول شير و خورشيد خارجه و يك رشته حمايل سبز آن اعطا شده بود ، دوباره براى عرض شكرگزارى شرفياب حضور مبارك شده و رجعت نمودند .
در اين روز ، بنا به عادت سلاطين قاجاريه ، تمام شاهزادگان عظام خانوادهى سلطنت و منتسبين دودمان خلافت بر سر خوان و مايدهى مخصوص ملوكانه دعوت شده ، با خود وجود مبارك بندگان اقدس شهريارى ، روحنا فداه ، با كمال شرف و شعف ، صرف ناهار نمودند ؛ و پس از ناهار ، هريك به جلو آمده ، از دست مبارك عيدى و عطيه گرفتند ؛ و هر شاهزاده كه در سفر حكومت يا مأموريت بود ، عيدى او را به پسر يا برادر و كسان حاضر
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 43
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٣