محمد حسن خان صنيع الدوله ( اعتماد السلطنه ) ، مترجم حضور و مورخ دولتى ايران ، است كه تصنيفات عديده دارد - مقرر شد كه اين خدمت را به انجام رساند . آن مرحوم در بالاى تپه عمارتى ساخت و سالبهسال به امر دولت قصرى بر بناى اول افزوده شد .
انواع بنايى و قنايى و حجارى و نجارى و لطايف نقاشى و كاشىكارى و گچبرى در آنجا به كار رفت . نيمچه شهرى در بالاى تپه به دست آمد كه مشتمل بر قصور و عمارات بيرونى و اندرونى و حياطهاى ديوانخانه و حرمخانه و حمام و منازل عمله و خدام و پاسبانان و حجاب و آبدارخانه و قهوهخانه و آشپزخانه گرديد . و در اطراف آن تپه ، منازل و عمارات عديده نيز براى خواص خدام و ملتزمين ركاب سلطنت بنا شد .
و بسى سالها ، به كوه بريدن و رد و رفع احجار ، راههاى وسيعه ، بهطور خيابان كه طرفين آنها محدود به محجرههاى مزين و ديوارهاى مشبك است ، ترتيب شد . و در محوطهى زمينى كه دور آن تپه است و هرگز آب نديده بود ، چندين رشته قنات جارى كردند كه حال متجاوز از شش فرسنگ آب در باغ و اراضى آنجا جريان دارد .
در طرف جنوب اين تپه و عمارات ، باغى وسيع بهقدر دويست هزار ذرع مربع است كه در آن اشجار بارور غرس كرده ، در سايهى چنارها و سفيدارها و صنوبرها واقع شده است . خيابانهاى راست و موزون كه موشح به رياحين و گلهاى گوناگون است در آنجا ديده مىشود . نهرها و كوزه گلها و حوضهاى فوارهدار آنجا ، از هر حزين غم مىزدايد و وجه و طرب مىافزايد . سردرهاى عالى دارد . در سمت شرقى باغ ، عمارتى است كه مشتمل بر تحتانى و فوقانى مىباشد . تالارها و اتاقهاى دوروى دلكش ، كه مزين به نقوش دلفريب است ، در آن عمارت برپا است ؛ و حوضخانهى ظريفى ، كه در صنعت مقرنسكارى و آئينه از ابنيهى بديعه به شمار مىآيد ، در آن عمارت ساخته شده است . و در جانب شرقى اين عمارت و حوضخانه ، حوض مدور وسيع ، و يكمرتبه بالاتر از آن ، استخر و درياچه عظيمى است كه با قايق و كرجى در روى اين استخر سير و تفرج مىشود . و در اطراف اين استخر ، خيابانها و چمنزارها و اشجار بيد و غيره است . و در جنب جنوبى اين درياچه ، باغ وحشى است كه اتاقها و رواقهاى گوناگون ، كه نهر آب از ميان آنها جارى است ، براى درندگان و سبع ، از قبيل شير و ببر و پلنگ و گرگ ، و ساير وحوش كه به وضع ابنيهى باغوحش فرنگ است ساختهاند . صداهاى مختلف از آنجا شنيده مىشود و شيران و درندگان فريادها دارند .
و هر روز به اينها طعمه داده مىشود . و از جانب ديگر ، بروج و ابنيهى مخصوصه براى طيور ساختهاند كه انواع و اقسام طيور و وحوش ، چه از داخلهى ايران و چه از خارجه ، آورده در آنجا جمع كردهاند . پيشترها ، باغ وحش در خود شهر ، نزديك دروازه شميران بود . دوشانتپه كه ساخته شد و اين باغ كه بنا گرديد ، باغوحش كه در تهران بود ، خانه و عمارت شد و وحوش و طيور و جانوران را به باغ دوشان تپه آوردند .
در سنوات اخيرهى سلطنت ، آن شاهنشاه جمجاه خيابانى وسيع از دوشان تپه تا دروازهى شهر دارالخلافه احداث كردند ، كه از دو سمت نهر آب جارى و ملتف به اشجار بلند سايهگستر است . و از جانب شرق جنوبى دوشان تپه هم خيابانى وسيع است ، به طول
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٩