ديده بودم ؛ خاصه ، در وقتى كه خلوت مىشد و با كسى انسى داشت و او را محرم مىدانست . و من بيشتر از بيست سال است كه با اين شاهزاده مربوطم و در هرگونه مجلس بزم يا دزم او ، حاضر بودم . محرمانه ، بسى چيزها از ابتداى قاجاريه تا حال مىگفت ، كه من از شيرينى نطق او محظوظ مىشدم . اين شاهزاده بسى درستكار بود .
من از اين مردم بسى خلاف ديده و شنيدهام ؛ لهذا ، به جميع سلسله سوءظن دارم .
در يك سال قبل ، مرا مرض قولنجى دست داد كه نزديك به مردن شدم . از معاصى توبه كرده و شهادت گفته ، مرگ را براى خود كمال راحت ديدم . اما ، اضطراب داشتم كه من فرزند قابل ذكورى ندارم كه مال و كتب مرا جمع كند و از مادر و ساير كسان من نگاهدارى كند . ناچار ، فلان مجتهد به درب خانهى من مىفرستد و به بعضى عنوانات ، كه شرح آن مطول است ، خانه و اثاث البيت و نقدينهى جزئيهى مرا ضبط مىكند .
آن وقت ، عيال و دو دختر صغير من با مادر و خواهر و ساير اقربايم ، بايد به ذلت گذران كنند .
فريد الزمان ، وحيد الاوان ، ميرزا حسن على خان گروسى اميرنظام ، والى حاليهى كرمان و بلوچستان ، كه بيشتر از هشتاد سال مسالك زندگانى را پيموده بود ، در اين سال ، در شب هفتم رمضان در كرمان جهان فانى را وداع كرد . روز هفتم ، بهواسطهى تلگراف خبر فوت آن مرحوم به تهران رسيد . مجلس تعزيت و فاتحهخوانى او در تهران منعقد گرديد . شب چهارشنبه ، هشتم رمضان ، حضرت صدارت عظما به مجلس عزا تشريف برده ، بساط ختم و فاتحه را منقضى ساختند .
محمد حسن خان سعد الملك ، برادر جناب حسين قلى خان نظام السلطنه وزير و پيشكار مستقل آذربايجان ، در تهران در ماه ذى الحجهى اين سال وفات كرد . شرح حال او را در ضمن وقايع هزار و سيصد و شانزده ، در ذيل شرح وزارت ماليهى جناب نظام السلطنه وزير ماليهى آن سال ، نگاشتهام .
ميرزا همايون معظم السلطنه ، از طايفهى غفارى ، كه از طايفهى مرحوم فرخ خان امين الدوله است ، در كاشان در اواخر ذى القعده يا اوايل ذى الحجهى اين سال وفات كرد . از معارف بود ؛ ولى ، از دنيا گسسته ، اوقات خود را صرف ملكدارى مىساخت و خود را ذليل و زبون ابناء دون نكرد و به احترام و آسايش مىزيست . لقب پسران او را در چند جزء قبل اين جلد ، كه در وقايع هزار و سيصد و هفده است ، نگاشتهام .
آقا ميرزا محمد صديق الملك رئيس ادارهى وزارت جليلهى خارجه شب سهشنبه هفدهم ذى الحجهى اين سال ، در سن هشتاد و پنج وفات كردند . او را در جوار مقبره و مزار امامزاده معصوم ، كه در پشت دروازهى تهران و نزديك شهر نو است ، دفن كردند .
و از امامزاده معصوم تا امامزاده حسن ، كه يك فرسخ از تهران دور است ، چندان مسافتى نيست .
آقا ميرزا محمد صديق الملك از اتقياء و زهاد و اخيار و ابرار بود . اين اوقات كه با احدى حشر نداشت ؛ ولى ، من بيست سال قبل ايشان را در چند مجلس ديده ، از صفات حميده و درستى ايشان بسى مسرور بودم . ايشان در هر عهد وزارت هر وزير
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٣٦