امور خارجه ، در اين اداره اول كس بودند و كارها به رأى و صلاح و صواب ايشان مىگذشت . در تمام امور خارجه بصير بودند . هرچه امر و نهى مىكردند ، يا در كارى رأيى مىدادند ، پذيرفته بود . ولى ، در اين اواخر ، بهواسطهى پيرى و شكستگى از كار كناره جسته ، به وزارت خارجه حاضر نمىشدند . لكن ، دو فرزند قابل و لايق خود را ، يكى يمين الممالك و يكى ميرزا حسن خان محتشم السلطنه ، به امور بزرگ وزارت خارجه مداخله داده بودند . و هردو به طرز شوكت و احترام و دانشمندى ، كارهاى بزرگ وزارت خارجه را مىگذرانيدند و از كمالات خارجه و داخله بهرهى وافى دارند . و كنون هم ، محتشم السلطنه بعد از وزير امور خارجه ، به جميع اجزاء محترم رياست كل دارند و نيابت اول وزارت خارجه ، اسما و رسما ، با ايشان است كه امور كلى به دست ايشان اصلاح مىشود . ادارهى روسيه و كليهى سؤال و جواب ايران با روس به عهدهى يمين - الممالك است كه در كمال احترام و خوبى از عهدهى اين كار برآمدهاند . ديگر بيش از اين ، در حق آنها فرصت ندارم كه بنگارم .
اما ، چون صحبتى از امامزاده معصوم و امامزاده حسن ، كه در يك فرسنگى تهران است ، به ظهور پيوست ؛ لازم است كه قدرى براى تعرفهى آيندگان ، چند سطرى بنگارم .
اما ، امامزاده معصوم را بنده و ساير مورخين ، كه بحر الانساب خوانده است ، نمىشناسند كه كيست . بلكه ، دربارهى احترام آن مكان بعضى سخنان شنيدهام كه شرح آن را نمىنويسم : تا عوام از من دنبال نگيرند . اگرچه به دنبال گرفتن خواص هم اعتنا ندارم و از عهدهى ايشان برمىآيم ؛ لكن ، نبايد عوام را چندان اذيت كرد . من كه در امامزاده معصوم مىروم ، فقط فاتحه براى او مىخوانم كه شايد كسى باشد ؛ و الا ، از روى تحقيق نمىدانم كيست . شايد مثل ساير مقبرهها ، مجعول باشد . همچنين ساير امامزادهها كه در تهران و چند فرسخى تهران هستند ، ابدا نسب ايشان معلوم نيست . و من احتياطا براى ايشان فاتحهيى مىخوانم كه شايد از اولاد امام باشند . ولى ، يقين ندارم كه اينها واقعا بزرگوار باشند . در خود تهران ، چند امامزادهاند كه ابدا نسبت ايشان معلوم نيست ؛ لكن ، در بيرون تهران ، در سر يك فرسخى ، امامزادهيى كافى كه محل اعتماد هستند و بايد به ايشان احترام كرد ، يكى « حمزه بن موسى الكاظم » است كه اين بزرگوار حقيقتا ولد امام است و بايد به او تعظيم كرد و قبرش را زيارت نمود ؛ و حضرت عبد العظيم ، عليه التكريم ، به مقبرهى او رفته و زيارتش كرده است . « يامنزاده سيدنا عبد العظيم » ، اشارهيى به اين مطلب است .
ديگر از بزرگواران و امامزادگان ، حضرت عبد العظيم است كه به چند پشت ، نسب او به امام حسن مجتبى مىرسد . اين بزرگوار محدث اخبار نبوى بوده . اينكه بسى شأن پيدا كرده است ، محض آن است كه اغلب از احفاد امام حسن مجتبى ، عليه السلام ، سنى بودهاند و به طريق شيخين عمل مىكردهاند - چنان كه ، ابو البقاء صاحب كليات هم همين مذهب را داشته - ؛ ولى ، حضرت عبد العظيم از اين طريق تخلف كرده و طريق شيعه پيموده ، و بر امام زمان عقايد خود را عرضه داشته و امام زمان تصديق عقايد او را كرده . به اين جهت ، تحليل و تجليل يافته است . و عبارت زيارتنامهى او ، اشاره به همين
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 437
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٣٧