اصفهانى ، و مرحوم شيخ محمود معرب ، مقتدا و مدرس مدرسهى حاجى ابو الحسن كه در تهران است ، پسر مشهدى ابو القاسم خباز تهرانى ، را ديدم كه نظم و نثرى مىسرآيند كه عرب در ايتان نظم و نثر آنها عاجز هستند . و من با اين دو نفر بسى ارتباط داشتم و با من مهر داشتند . اگر بخواهم شرح حال ايشان را نگارم و مذاكراتى كه بين ما شده است ، ما را از نوشتن اين تاريخ بازمىدارد . خداوندشان غريق رحمت فرمايد .
باز برويم به سر اشعار جناب مستطاب آقاى نظام العلماء ، و دفتر خود را به بعضى ابيات ايشان زينت دهيم . ايشان را قصيدهايست كه در مدح حضرت امام بر حق ، على بن ابيطالب ، عليه السلام ، سرودهاند . چند بيتى از آن در اينجا ثبت مىشود .
« سل الديار كيف لا تجزع * و مهجق من رسمها تنزع
على الصباح و المسا اجزع * عن هجر من قلبى به مولع
لا القلب يسلو عنه يوما و لا * عن وجهه ابصارنا تشبع »
الى آخرها
اين دو بيت را نيز از اشعار فارسى ايشان به دست آوردم كه در اينجا ثبب مىشود .
« هرروز ترا حسن و مرا عشق فزون شد * غم مونسم آراميم از درد درون شد
من هيچ ز انداهزى خود دور نرفتم * عشق تو مرا برد و ز اندازه برون شد »
در شوال اين سال ، به آقا ميرزا عبد اللّه خان ، مهين فرزند جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم ، يك حلقه انگشترى الماس بريليان از طرف قرين الشرف همايون مرحمت شد .
جناب ميرزا فضل اللّه خان وكيل الملك ، وزير خلوت ، منشى توقيعات همايونى ، به يك ثوب لبادهى ترمهى بطانه سنجاب از خلاع خاصه خسروانه افتخار يافت .
شاهزاده اجلال الدوله ، امير تومان ، كه در چاكرى نواب مستطاب و الا شاهنشاهزاده شعاع السلطنه سمت افتخار و اعتبار دارد ، به يك ثوب پالتو به انضمام سردوشى الماس ، كه از امتيازات دولتى است ، نايل گرديد .
به حاجى غلامرضا خان آصف الدوله ، امير نويان ، حكمران دار الخلافه و مضافات و ايلات و خالصهها ، يك ثوب پالتو به انضمام سردوشى الماس مرحمت شد .
به ميرزا محمد على خان قوام الدوله ، وزير لشكر ، يك عدد قلمدان مرصع مرحمت شد ؛ و دستخط مرحمتى دربارهى ايشان شرف صدور يافت كه مورخ به تاريخ شهر ذى الحجه اين سال بود .
مير حسن خان مقتدر السلطنه ، پيشخدمت مخصوص حضور همايون ، به يك قطعه نشان شير و خورشيد از درجهى اولى و يك رشته حمايل سبز مخصوص آن نايل گرديد .
و تمجيد السلطنه فرزند معزى اليه ، به يك ثوب سردارى ترمهى شمسهى مرصع مخلع آمد .
ميرزا على خان صدق الملك به يك ثوب جبهى شمسهى مرصع مباهى گرديد .
محمد حسن خان سعد الملك ، برادر جناب نظام السلطنه وزير ماليهى سابق و پيشكار مستقل حاليهى آذربايجان ، كه در تهران وفات يافت ، ميرزا مهدى خان پسر آن مرحوم به لقب سعد الملك ملقب گرديد . شرح حال مرحوم سعد الملك را در باب ديگر ، در جزء