ايالت مملكت كرمان و بلوچستان پس از فوت مرحوم اميرنظام ، والى كرمان و كردستان ، به حسام الملك امير تومان كه در همدان سر املاك خود بود ، واگذار گرديد .
او از همدان حركت كرده ، به قم آمده ؛ خلعت همايونى را كه از براى او فرستاده شده بود ، در قم پوشيد و به طرف كرمان روان شد .
احتساب الملك ، پسر مرحوم عبد العلى خان اديب الملك بن مرحوم حاجى على خان اعتماد السلطنه ، از حكومت گلپايگان و اخوانسار احضار به تهران گرديده ؛ شاهزاده ابراهيم ميرزاى مشكوة الدوله ، پسر مرحوم امام قلى ميرزاى عماد الدوله ، به حكومت آنجا منصوب و روانه شدند .
چون كريم آقاى مختار السلطنه ، وزير نظميه و احتسابيه ، بسى باكفايت بود و مستقلا به قيمت نرخ اجناس و عرض و تظلم مردم رسيدگى مىكرد ، ابدا خود را تابع و جزء حكومت تهران نمىدانست ، اين كار بر جناب حاجى غلامرضا خان آصف الدوله ، حكمران تهران ، گران آمده ؛ مىگفت : « وزارت نظميه به اذن و اجازهى حكومت در گرفتن دزدان و مستان عربده كن و زنان فاحشه مداخله كند ؛ به كار نرخ اجناس و امر و نهى به كسبه و رسيدگى به هرگونه عرض عارضين متعرض نشود . » مختار السلطنه هم به درستى خود مغرور بوده ، ابدا خود را تابع حكومت ندانسته ؛ بلكه ، در مجلسى با حاكم طرف مشاجره واقع شد و بعضى سخنان ناملايم به يكديگر گفتند . مدتى ، كار به اينطور گذشت . آخر الامر ، آصف الدوله محض دوستى چهل سالهيى كه با شاهزاده وزير جنگ داشت ، اسبابى فراهم آورد كه مختار السلطنه به امر و نهى او رفتار كند . مختار السلطنه از اين كار امتناع ورزيده ، از شغل وزارت نظميه و احتسابيه استعفا كرد ؛ وزارت نظميه و احتسابيه به عبد الحسين خان سالار الملك ، امير تومان ، پسر مرحوم حسن على خان اميرنظام ، راجع گرديد . شرح اين داستان ، متن و حاشيهيى دارد كه من از نوشتن آن صرفنظر كردم كه جمعى را با خود دشمن نسازم . همينقدر كه حقيقتگويى كردم ، باز مورد گله واقع خواهم شد . ولى ، انصاف اين است كه : مختار السلطنه مرد لايقى است و عدالت داشت .
ولى ، چون مجال ندارم از نوشتن كارهاى خوب او صرفنظر مىكنم ، همين چند سطر براى او كافى است ؛ كه به هيچوجه با او خصوصيت ندارم و حق او را ادا كردم .
باب سوم در ذكر اشخاصى كه در اين سنهى هزار و سيصد و هفده ، به امتيازات دولتى و القاب و انشانهاى محترمه و گرفتن خلاع فوق العاده نايل شدهاند
. در ابتداء اين سال ، به نير الملك ، وزير علوم ، يك قبضه عصاى مرصع ممتاز از جواهر خانهى خاصه مرحمت شد . سواد دستخط مبارك كه در اين باب شرف صدور يافته و به شهر محرم تنگوزئيل مورخ شده ، نزد ما موجود است . محض اختصار ، از نوشتن آن