تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
و به موقع رسيدن به مقاصد خودشان ، به ظهور برساند و خاطر مهر مظاهر همايون ما را از نظم و پيشرفت اين خدمت ، راضى و خشنود بدارد . فى 25 شهر ربيع الثانى ، تنگوزئيل 1317 . » در بالاى اين دستخط ، كه منشى دولتى نگاشته و به صحه رسانيده ، بندگان اقدس همايون هم محض بروز التفات به دست مبارك خودشان اين دو سطر را مرقوم فرموده‌اند : - « از آنجايى كه ما به ميرزا مهدى خان وزير همايون كمال التفات را داريم ؛ لهذا ، عمل پستخانه كه از اهم‌ترين كارهاى دولتى است ، به او مفوض و مرحمت فرموديم . فى شهر ربيع الثانى 1317 . » توضيح : من در اين تاريخ ، چندين الفاظ غلط نگاشته‌ام ؛ ولى ، مجبور بوده‌ام كه مقول قول را تغيير ندهم . به من ايرادى نيست . هركس اهل فضل است ، مىداند كه من چه نوشته‌ام . شاهزاده مظفر السلطنه عزيز اللّه ميرزا ، پسر مرحوم جلال الدين ميرزا - صاحب تاريخ معروف كه به فارسى نگاشته - ، اين خاقان مغفور فتحعلى شاه ، طاب ثراه ، كه در زمان وليعهدى اين شاهنشاه به رياست قشون آذربايجان منصوب بود ؛ اين ايام ، برحسب امر همايون از آذربايجان احضار به تهران شده ، حكومت همدان و رياست طوايف و ايلات و كليه‌ى قشون آن ولايت راجع به ايشان گرديده ، روانه‌ى آن صوب شدند ؛ و ميرزا محسن خان مظفر الملك ، حكمران همدان ، به تهران احضار گرديد . ميرزا محسن خان مظفر الملك كه به تهران احضار شد ، به حكومت ساوجبلاغ مكرى منصوب و روانه گرديد . در ماه شوال اين سال هزار و سيصد و هفده ، ميرزا احمد خان علاء الدوله ، والى مازندران ، به حكم تلگرافى به حكومت استرآباد و گرگان منصوب گشته ، از مازندران به آنجا رفتند . حكومت مازندران به عهده‌ى كفايت معين الدوله ، برادر كهتر علاء الدوله ، واگذار گرديد ؛ از تهران به مازندران حركت كردند . در ذى القعده‌ى اين سال ، جناب نظام الملك ، والى فارس ، كه نهايت خوش‌سلوكى را به اهل فارس كرده و خود را مقروض ساخته بود ، احضار به تهران گرديد . شاهزاده ابو الفتح ميرزاى مؤيد الدوله ، امير نويان ، فرزند مرحوم سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه ، به ايالت فارس منصوب گرديد . وزارت و پيشكارى مستقل فارس به عهده‌ى ميرزا شفيع خان مستشار الملك راجع گشت و او قبول نمىكرد ؛ ابدا اعتناء به كار نداشت ، مستغنى از كار بود . لكن ، جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم او را به زبانى پخت و راضى كرد ؛ او تمكين به اين وزارت كرد و با شاهزاده مؤيد الدوله به فارس رفتند . ولى ، عنان اختيار و اقتدار با وزير بود ، نه با امير . اين وزير بىنظير ، حقوق اهل تهران را به درستى پرداخت ؛ با والى ظاهرا مخالفت كرد ، نگذاشت كه او حيف و ميلى كند . ولى ، خود را نيكنام ساخت . درستى مستشار الملك مشهور آفاق است ، لازم به شرح و بسط نيست . ميرزا احمد خان منتظم السلطنه ، امير تومان ، مقام وزير مقيمى يافته ، به سمت « آژان ديپلوماتيك » ، از طرف دولت ايران به اقامت دربار بلغارستان - كه سمت امارت ، نه سلطنت دارد - مأمور گرديد .