اين اردو بسى سعى وافى داشت و جدى بليغ مىنمود . ازجمله كارهاى عمدهى ايشان ، اين يك فقره است كه مىنگارم . در اين سال ، بهواسطهى كمى حاصل ، قيمت گندم بالا رفته ؛ نان يك من دو هزار دينار به صعوبت به چنگ مىآمد و غالبا در دكان خبازان ازدحام بود . گندم ، خروارى بيست و چهار تومان يا بيست تومان به فروش مىرسيد . در اين صورت ، شش فوج سرباز و دو فوج توپخانه با سوارهى اينانلوى شاهسون ، اگر از براى خريدن نان از پشت دروازهى تهران مىآمدند ، ديگر به كسى مهلت نان گرفتن نمىدادند و اردوى نظامى برهم مىخورد و در شهر هرروز فساد برپا مىشد و چندين نفر به قتل مىرسيد . جناب وزير نظام ، كه در ساوه املاك عديده دارد و مىتوان گفت كه غالب دهات ساوه متعلق به ايشان است ، غلهى بسيار داشتند . حكم كرد گندمها را بار شتران خود كرده ، به تهران آوردند . مثل محتكرين و ملاكين تهران ، گندم را خروارى بيست و چهار تومان نفروختند ؛ بلكه ، گندم را به اردو برده ، خبازان را در آنجا حاضر كرده ؛ گندم را به ايشان خروارى پانزده تومان فروختند كه در همانجا تنور زده ، نان بپزند و هريك من نان را به سرباز سى شاهى بفروشند ، كه سرباز بدون زحمت نان ارزان خريده ، ديگر به شهر نيايند و اسباب آشوب فراهم نياورند . چون چنين كردند ، افواج بيرون شهر و اهل تهران آسوده زيستند . چنين فتوت و همتى از ايشان ديده شد ، كه نظير آن اندك است .
نجابت و تشخيص و دولتخواهى باعث اين نيكنامىها است . مرا در اين سنه ، با جناب وزير نظام ابدا اختلاط و ارتباطى در ميان نيست ، كه محض ارادت اين شرح را دربارهى ايشان بنگارم ؛ بلكه ، نوشتن اين سطور محض آن است كه : ديگران كار ايشان را سرمشق خود كرده ، وطنپرستى را از دست ندهند .
خلاصه ، روز پنجشنبه ، دوازدهم شهر ذى الحجه ، بندگان اقدس همايون با موكب مسعود خسروانى و جمعى از خاصان درگاه ، كه بعد اسم آنها نوشته مىشود ، به عزم سفر اروپ از تهران حركت كرده به قريهى كن ، كه دو فرسخى تهران است ، تشريففرما شدند . زمين كن از تهران دويست متر بالاتر است . جمعه سيزدهم ، و شنبه چهاردهم ، و يكشنبه پانزدهم ، بندگان اقدس همايون با موكب مسعود شاهانه در كن تشريف داشته ؛ روز دوشنبه ، شانزدهم ذى الحجه اين سال هزار و سيصد و هفده ، با جناب مستطاب اشرف امجد صدراعظم و جناب مستطاب وزير دربار اعظم و ساير خاصان درگاه از كن حركت كرده ، به طرف قريهى كرج - بر وزن « فرج » - راندند ، و شب را در آنجا به سر بردند . از كن تا كرج ، پنج فرسخ است . و كرج از سطح تهران يك صد و بيست متر ارتفاع دارد .
سهشنبه ، هفدهم بندگان اقدس همايون با اردوى كيوانشكوه از كرج به طرف « ينگى امام » راندند ، و شب را در آنجا توقف فرمودند . از تهران تا به ينگى امام كه حركت مىشود ، كوه البرز در طرف دست راست است . از كرج به آنطرف ، كمكم دور مىشود .
دهاتى كه فيما بين كرج و ينگى امام در زير دست جاده واقع شده ، اسامى آنها از اين قرار است : حيدرآباد ؛ محسنآباد ؛ علىجرد ، كه اصلا على كرد است ؛ حصارك ؛ سيف آباد ،
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 407
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٤٠٧