در اين روز سعادتاندوز كه ابتداى سلطنت و جهانبانى و به دو ظهور عواطف سلطانى بود ، از براى مزيد رفاهيت حال عباد و انتشار عدالت در هريك از بلاد ، حسننيتى منظورنظر آفتاب اثر ملوكانه آمد . قبل از وقت ، فرمانى جناب مستطاب اشرف صدراعظم در رفع ماليات و عوارض ديوانى خبازخانه و قصابخانهى عموم ولايات ممالك محروسهى ايران و آزادى اين شغل صادر و حاضر كرده بودند و مهرهاى مبارك سلطنتى را هم ، كه تازه به دستورالعمل حضرت صدارت حكاكى شده بود ، با اين فرمان به حضور مبارك آوردند ؛ و عرض كردند محض ميمنت و ازدياد دعاگويى در سلامت وجود مبارك ، اول اين فرمان را صحه فرموده و به مهر مبارك مزين فرمايند . عرض جناب مستطاب صدراعظم به پايهى سرير اعلا به اجابت رسيده ؛ به دست مبارك فرمان را گرفته ، صحه فرموده و به مهر مبارك چهارگوش تاجدار موشح شد . اين اول موهبت الهى و بهترين عطيت شاهنشاهى بود كه امروز شامل خلق ايران شد . عموم مردم از صميم قلب دعاگو شدند و نهايت اميدوارى و شكرگزارى براى ايشان حاصل شد ؛ از اينكه ، چنين كرامت بزرگ عمومى تاكنون از سلاطين سلف ديده نشده بود .
به جناب آقا ميرزا حسين وزير دفتر ، ابن مرحوم ميرزا هدايت اللّه وزير دفتر ، كه امروزه قلم حواله و اطلاق ماليات ايران با ايشان است ، حكم شد تا از كتابچههاى دستورالعمل ولايات ايران جمع ماليات قصابخانه و خبازخانهى هرجايى را خارج كنند و هركس هم از اين بابت محل مواجب داشت ، مواجبش برقرار بوده از ساير ماليات و منال ديوانى به آنها محل مواجب داده شد . تقريبا از صد و شصت هزار تومان ماليات صرفنظر فرمودند ، ولى در باطن رفع يك كرور صادرات و واردات از رعايا شد ؛ به جهت اينكه ، حكام جزء و وزراى ماليه ماليات و رؤساى اين دو صنف بزرگ و مباشرين ، علاوه بر ماليات ، طور ديگر معامله كرده به قدر سيصد هزار تومان اضافه از عمل ديوان مىگرفتند و به اسامى مختلفه عوارض بر آنها وارد آورده ، اجحافات داشتند . و اگر حكام از اين بعد بخواهند به لطايف الحيل از قصاب و خباز رشوه بگيرند كه آنها نان و گوشت را قدرى گران بفروشند ، البته نهايت مؤاخذهى شديد و سياست سخت دربارهى آنها به عمل مىآيد . اين اوقات ، گوشت در كمال فراوانى است و نرخ آن تنزل كرده و عما قريب طورى تنزل پيدا مىكند كه نهايت آن تصور نمىشود .
هركس آزاد است كه گوسفند بكشد و بفروشد و كار منحصر به جماعت قصاب نباشد كه بىاعتدالى كنند . جناب مستطاب صدراعظم فرمودند دو هزار نسخه از اين فرمان را چاپ كردند و به حكام و اعيان و اشراف ولايات فرستادند ، تا مرفه الحال و آسوده باشند و در روى سنگ صورت فرمان را نقارى كردند و در مسجد ناصرى تهران « 3 » و ساير امكنه نصب كردند . فرمان اصلى را كه خطى بود به دفتر آوردند تا به ثبت مستوفيان برسانند و خط و مهر بگذارند . عين فرمان را اين بنده نيز در دفتر زيارت كرده ، ثبتى از روى آن براى خود برداشت و صورت آن را عينا در اينجا مىنگاريم .
هامش
( 3 ) - مقصود « مسجد شاه » است .