تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
خود قرار گرفتيم . از خداوند اميدواريم كه مهمات دولتى و تكاليف ملتى را حفظ كرده ، عامه‌ى رعايا را به عدل و آسايش نگاهداريم و در آبادانى مملكت بكوشيم . و از اهالى ايران ، كه شيوه‌ى شاه‌پرستى دارند و منتظر جلوس ما بودند ، نهايت رضامندى را داريم ؛ اميدواريم كه بهتر از زمان شاهنشاه شهيد به آن‌ها خوش بگذرد . و محض آسايش حال عمومى ، اول كارى كه كرديم آن بود كه ، ماليات نان و گوشت را كه محتاج اليه عموم مردم است بخشيديم و در اول ورود در معافات ابدى ماليات آن فرمان صادر كرديم . و از زحمات و خدمات جناب صدراعظم هم كمال رضامندى را داريم و از وجود او خوشحاليم . صدراعظم از بزرگترين تربيت‌شدگان شاهنشاه شهيد است . خدمات او به ما در اين ايام ، باعث تمجيد و تحسين است ؛ خاطر ما را از غيرت و صدق نيت خود مسرور داشته است . سلاطين فرنگ هم صدراعظمى به اين كفايت و دانايى نداشته و نخواهند داشت . او بايد در صدارت خود باقى و برقرار بوده ، در كليه‌ى امور دولتى امر و نهىاش نافذ بوده ، كارهاى كشورى و لشگرى و داخله و خارجه را اجرا نموده ؛ به مراحم و تقويت‌هاى ما مستظهر و اميدوار باشد . انتهى . » در اين روز ، سفراى كبار و وزراى مختار دول متحابه ، مقيمين دارالخلافه‌ى تهران ، رسما براى عرض تهنيت شرفياب حضور باهر النور همايونى شدند . مليف پاشا سفير كبير دولت عليه‌ى عثمانى ، كه اول به‌سمت سفارت فوق العاده و بعد به اقامت در دربار دولت عليه مأمور و برقرار شد ، به اتفاق شمس الدين بيگ سفير كبير سابق و هيأت سفارت خودشان در سلام مجلس خاص كه بندگان اقدس همايون در تالار موزه‌ى مباركه جلوس فرموده و جناب مستطاب صدراعظم شرف حضور داشت ، به توسط همراهى جناب ظهير الدوله ، وزير تشريفات دولت عليه ، به شرف حضور مهر ظهور همايون نايل گرديده ؛ خطابه‌يى مبنى بر تهنيت جلوس همايون و شكرگزارى از مأموريت خودشان و مراتب اتحاد بين دولت ايران و عثمانى معروض داشت . و از طرف بندگان اقدس همايون نيز جوابى محتوى بر اظهار تفقد و تلطف و اظهار مسرت از مأموريت مشاراليه و اظهار توجهات خاطر خطير همايون بر استحكام و داد و اتحاد دولتين اسلام ، به عز تقرير درآمد . سفير مذكور ، محض ادب و اظهار يك‌جهتى دو ملت ترك و عجم ، خطابه‌ى خود را به زبان پارسى عرض كرد ؛ و بندگان اقدس همايونى ، محض اينكه مبادا سفير مذكور در اداى زبان پارسى عاجز شود و خجل گردد ، مخصوصا به او فرمودند : « تركى تكلم كن ! ما تركى مىدانيم . » سفير معزى اليه از اين فقره به هيأت شكرگزارى و اظهار امتنان درآمده ، محض ادب ، نطق خود را به همان زبان پارسى ادا نمود و به تركى اسلامبولى تكلم نكرد كه حفظ ادب كرده باشد . و السلام خير ختام وقايع چهل و سه روز سال اول سلطنت مظفرى ، در چهار جزء ختم شد كه هزار و سيصد و سيزده نبوى بود ؛ و ان شاء اللّه به نوشتن شرح سال دويم سلطنت مظفرى موفق و مظفر خواهم شد . سلخ ذى الحجة الحرام 1314 . و العاقبة للمتقين