تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
و حالات بختيارى و خوزستان و تهران و اصفهان و تهران ، به قدرى ناقص و اندك نگاشته است كه هزار شرح لازم دارد . هركس خواهد بر منقورات و نقش رستم و تخت جمشيد و قبر داريوش و نقش شاپور ، و بعضى منقورات فارس كاملا اطلاع يابد ، رجوع به تاريخ ميرزا فرصت شيرازى كند كه در تحقيق حالات مملكت فارس خوب نگاشته است . و اگر ما بخواهيم نقل آن اقوال كنيم ، ما را از نوشتن تاريخ مظفرى كه مقصود اصلى است ، باز مىدارد . كنون ، از شرح و بسط مطالب ژغرافيا اعراض كرده ، به سر تاريخ كه مقصد اصلى است مىرويم . حاجى ميرزا حسن خان محتشم السلطنه ، جنرال قونسول سابق بمبئى ، پسر صديق - الملك ، كه سال‌ها است در وزارت خارجه مراتب دانش و كفايت خود را ظاهر ساخته است ، به منصب رياست كل اداره‌ى وزارت خارجه ، كه شغل موروثى او است ، منصوب گرديد . بعد از وزير امور خارجه ، او رياست و حكمرانى بر جميع اجزاء وزارت خارجه را خوب مىداند . در جوانى ، كار پيران مىكند . پدرش در ايام قديم ، رياست وزارت خارجه را داشت كه قول و فعل و تقرير و تحريرش ، نزد خارجه و داخله سند بود . ولى ، چند سالى است كه به‌واسطه‌ى كهولت سن ، منزوى شده و از كار افتاده ، خود را از خدمت معاف كرده است . و او از اخيار و ابرار و درستكاران است . كنون ، فرزند لايق او به اين منصب نايل شده است . ايالت مملكت گيلان و طوالش به عهده‌ى ولى خان نصر السلطنه ، وزير خزانه‌ى سابق و وزير مسكوكات دوره‌ى ناصرى ، پسر ساعد الدوله سردار تنكابنى ، واگذار گرديد . ثروت و حشمت نصر السلطنه در خاك مازندران ، بيش از آن است كه من بتوانم شرح آن دهم . حكومت ولايات ثلاث ملاير و تويسركان و نهاوند به عهده‌ى صدق الدوله ، پيشخدمت حضور همايون ، واگذار گرديد . نواب شاهزاده سلطان عبد المجيد ميرزاى عين الدوله ، كه از شاهزادگان عظام و بشرف مصاهرت سلطنت عظما افتخار دارد و بسى كفايت و درستى به منصه‌ى ظهور آورده است و داراى چند شغل معظم است ، اين اوقات به ايالت عربستان و بختيارى و بروجرد و لرستان و نهاوند منصوب و روانه شدند ؛ و به يك قبضه شمشير مرصع از درجه‌ى اولى قرين سرافرازى آمدند . اين شاهزاده‌ى بزرگوار به‌طورى در عربستان و لرستان و بروجرد و نهاوند نظم داد ، كه قحط و غلا و احتكار را از ميان برد و مردم آسوده شدند ؛ و از الوار بسى ادعيه‌ى خيريه درباره‌ى او شنيدم . سركردگان و سركشان لرستان راه اطاعت پيمودند . راه‌ها امن شد . قطاع الطريق كه از ايلات بودند ، قوافل را به سلامت به منازل مىرسانيدند . اين شاهزاده دينارى تعدى نكرد و از اصناف قصاب و خباز رشوت نگرفت ؛ و نعمت را به روى اهالى فراوان كرد . علماء و رؤساى الوار كه مسلك شرارت و احتكار داشتند ، به سر جاى خود نشستند ؛ ابدا ، بيقاعده حركتى نكردند . در اين ايام عمر خود من ، هيچ‌يك از حكام و واليان را اين‌طور عادل و بىطمع و با كفايت نديدم . و هيچ وقت ، در اين ولايات اين‌طور نظم و ايمنى ديده نشده بود كه در اين زمان ديده شد . اين شاهزاده واقعا از آيات بزرگ الهى است . اگر بخواهم كارهاى او را شرح
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 353 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان / غلامحسين افضل الملك