نايل آمد . حق به ذى حق رسيد . « عرف الخير اهله فتقدم . » وزارت دفتر حق اين خاندان است ، كه آباء و اجداد و اعمام ايشان در دولت قاجاريه ، هميشه مصدر اين خدمت بزرگ بودهاند ؛ و از « اوارجه » ى قديم ايران و طرز معاملات و صدور برات و جمع و خرج جديد ديوان اعلا اطلاعى كامل دارند ، از جميع نكات دفترى مستحضر هستند . جناب وزير دفتر از سن صباوت تاكنون كه به كهولت رسيدهاند ، هميشه در دفتر رياست داشتهاند ، و خط و نشان و طغراى ايشان ، محل اعتبار و اعتماد بوده است . بعد از فوت پدر بزرگوارشان در دورهى ناصرى ، بالارث و الاستحقاق ، به وزارت دفتر منصوب و برقرار شدند .
در دورهى مظفريه ، در سنهى هزار و سيصد و چهارده ، كه جناب مستطاب آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، صدر اعظم ، از صدارت ايران كناره يافتند ، چون جناب وزير دفتر از هواخواهان ايشان بودند ؛ لهذا ، از وزارت دفتر كناره جستند . و در كمال استغناى طبع و ملايمت و سلامت نفس ، به خانهى خود نشستند . چنان كه در ساير مجلدات اين كتاب نگاشتهام ، هيچ روز به دربار نيامده ، از دولت استدعاى كار و شغلى ننمود .
و به جناب مستطاب امين الدوله ، صدر اعظم ، مزاحمتى نداد كه به چاپلوسى وزارت دفتر يابد . به خانهى احدى پا نگذاشت . و از احدى تملق نكرد و اسباب چينى به ميان نياورد .
در كمال وقار و طمأنينه و همت نفس ، در خانهى خود نشست ؛ تا امروز ، در نهايت عزت و احترام درب خانهى او را كوبيدند و به وزارت ماليهاش منصوب ساختند .
طرز جديدى در دفتر مرتب ساخت و تصحيح اعمال و تنقيح افعال كرد . چون از جميع دقايق دفتر مستحضر است ، احدى از مستوفيان نتوانست كه كار غلط در نزد او بگذراند . از دادن حكم تبديل مضايقت كرد . به رشوت گرفتن و چم و خم اين و آن ، كارى را به غلط اجراء نداشت . فقط ، تابع دستخط سلطنت و حكم صدارت بود . در توجيه بروات و حواله و اطلاق ، سرعت سير تحرير و جريان قلم دارد . كارها را معطل نمىگذارد .
در نيم ساعت ، تقريبا پانصد برات را حواله مىدهد . از صبح تا پنج ساعت از شب رفته ، جز يك دو سه ساعت ، مشغول انجام امور ماليات و توجيه بروات و اصلاح جمع و خرج ايران است .
وزارت دفتر كه با ايشان باشد ، به ماليات ايران ضرر وارد نمىآيد و در محاسبهى حكام خرج تراشى ديده نمىشود . جناب وزير به سبك وزراء و بزرگان قديم ايران حركت مىكنند : كه هنوز علاوه بر مواجب ، به اجزاء و بستگان و ميرزايان و نوكران خود ، در هر سال چندين خروار گندم خانوارى مىدهند ؛ و در هر ماه ، هريك از اجزاء سى من و چهل من « مهر نان » جيره دارند . بيشتر حاصل املاك جناب وزير دفتر ، صرف اين اجزاء مىشود . يكى از بزرگىهاى جناب وزير دفتر اين است كه : چون پدر ايشان ميرزا هدايت وزير دفتر وفات كرد ، ايشان از مواجب و مرسوم دولتى پدر بزرگوار خود دينارى نبرده ، خودشان صورتى نوشته ، تمام مرسومات پدرى را به ساير ورثه تقسيم كردند . اين مرد بزرگ داراى شرم حضور است ، هتاكى و بى باكى ندارند . اگر كسى در محضر او جسارتى كرده ، وى به بزرگى خود ، به حلم و حوصله گذرانيده است كه طرف مقابل شرمگين شده . اين وزير بزرگ در دفتر ، در عالم رياست خود ، در كار بنده تقويتى نكرده و يك رشته عملى را در دفتر به من واگذار ننموده ؛ و من هم حسن طلبى
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٥٥