تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
ايشان از حضور همايونى مرخصى يافته ، با جماعتى از وزراء و امراء از باغ بيرون آمدند و نزديك حياط دربار رسيدند . ما را گمان اين بود كه به اتاق دربار مىنشينند و از وزراء پذيرايى كرده ، بعد از صرف ناهار به منزل مىروند . وى به اتاق دربار نيامد ؛ از آنكه ، نبايد قبل از ظهور كار و منصب به مسند نشينند . لهذا ، در زير دالانى كه فيما بين باغ سلطنتى و حياط دربار دولتى بود ، روى سكوها با وزراء و امراء و محترمين نشستند . قهوه و قليان خواستند و با هركس محاورتى خوش و معاشرتى نغز به كار برده ، از جا برخاستند و به منزل برادر خود جناب امين الملك ، وزير داخله ، رفتند . خود وزير داخله و ساير وزراء و بعضى از مستوفيان به اتاق دربار نشسته ، مشغول تمشيت امور و سؤال و جواب كارها شدند . عما قريب ، صدارت ايران ، باز ثانيا به ايشان تعلق مىگيرد ؛ و شرح آن را در چند ورق بعد ، ان شاء اللّه ، خواهيم نگاشت . خلاصه ، بندگان اقدس همايون در اين ماه صفر هم به عمارات ييلاقى صاحبقرانيه بودند و به جلايل امور مىپرداختند ، تا آنكه گرما شدت كرد . روز جمعه ، دويم ربيع الاولى ، از صاحبقرانيه عزيمت ييلاقات لار و دماوند فرمودند ، كه هواى آنجا در نهايت سردى است . روز اول ، به لشكرك تشريف برده و از آنجا به يورت‌هاى لار رفته ، و از آنجا به دماوند تشريف‌فرما شدند . بعضى از اهالى تهران كه لار را ديده ، محتاج به شرح و بسط نيست ؛ لكن ، اين چند سطر را براى اهل اروپ و مردمان ايرانى كه لار را نديده‌اند مىنگارم : كه ژغرافى و وضع آنجا را بدانند . و من در چند سفر كه شاهنشاه شهيد سعيد در آنجا تشريف برده بودند ، جزء ملتزمين اردوى همايونى بوده ، سياحتى كامل در آن سرزمين كرده‌ام . از تهران به لار ، دوازده فرسخ و قدرى كمتر و قدرى بيشتر مسافت است ؛ و راه‌هاى مختلف دارد كه هر كدام با يكديگر فرق دارد . لار عبارت از چند يورت و چند جلگه است ، كه بين كوهسارهاى سبز و خرم واقع شده است . هريورتى با يورتى ، نيم فرسخ و يك فرسخ و دو فرسخ اختلاف دارد . يورت‌هاى معروفه‌ى آن ، به « يورت خانلرخان » و « يورت مرغ سر » و « يورت چهل‌چشمه » و « چشمه‌كسى » و غيرها موسوم است . و باز يورت ديگرى هم هست كه اسم آن را فراموش كرده‌ام ، و در نوشتجات آن سفرنامه‌ام كه در خانه موجود است نوشته‌ام . ولى ، كنونه مرا حال گرديدن و پيدا كردن آن اوراق نيست . لهذا ، هرچه را كه به طور صحت در نظر دارم ، مىنگارم . در اين يورت‌هاى مختلفه ، جلگه‌هاى وسيعى است كه بين كوه‌ها واقع شده . زمين از شن و ريگ است ، خاك آن كم است . تمام دشت مرتع و چمن است ، كه علف طبيعى روئيده و يك ذرع بلند است . گياه‌هاى خوشبو در آن جلگه و در دامنه‌ى كوه‌ها دميده است . علف « آفشن » « 27 » در آن صحراها بسيار ديده مىشود . يك ساقه‌هايى در آنجا مىرويد ، كه آن را « جاجيق » مىگويند . آن ساقه‌ها را كه مردم مىخايند ، خوش‌خوراك و بامزه است . چنان در نظر دارم كه در آن اراضى ، بوته‌هاى « گل‌پر » هم مىرويد . اين سرزمين
هامش
( 27 ) - كذا ( - آويشن . )