رساند ؛ كه ذكر وفات ايشان ، باعث شد كه بعضى از دوستان را در اين كتاب نام بردم و از اداى حقوق آشنائيشان فروگذار نكردم .
ميرزا شفيع اعتماد التوليه ، وزير آستانهى مقدسهى رضويه ، در بيست و نهم ذى القعدهى اين سال هزار و سيصد و پانزده وفات كرد . اين مرد جزء اعيان بزرگ نيست كه قابل ذكر باشد . لكن ، از بس در كار آستانهى مقدسه و سازش با داليان خراسان و متوليان آستانهى رضويه ، از او كفايت و چابكى ديده بودم ، لازم ديدم كه اسم او را در تاريخ بنگارم . اگر صدارت به اين مرد مىدادند ، بهتر از جميع اشخاص متكفل مىشد ، كه احدى را افكار نبود . جزيى فضلى هم داشت . در ازمنهى سابقه ، كه مرحوم عضد الملك ، ميرزا محمد حسين الحسينى القزوينى - كه شرح توليت و خيرات آن مرحوم را در « سفرنامهى خراسان » خود كه مسمابه « ظفرنامه » است ، و در سن جوانى به بيان ساده نگاشتهام ، نوشتم - به توليت آستانهى مقدسه برقرار شد ، ميرزا شفيع نويسندهى آن مرحوم بود كه به خراسان رفت .
چون مرحوم عضد الملك قزوينى از توليت آستانهى مقدسه انقطاع يافت و به ديگر سراى شتافت ، ميرزا شفيع به سررشتهدارى دفتر آستانه برقرار ماند . و هرمتولى باشى كه از طرف دولت به خراسان رفت ، ميرزا شفيع ، به واسطهى راهنمايىها و دخل نمودن و خدمت كردن و در كار چالاك شدن و درستى خود را نمايش دادن و هنرمند بودن و تقرير خوب در مجلس داشتن و ادب ورزيدن و كوچكى كردن ، كارش به جايى كشيد كه بزرگان و رؤساى آستانهى مقدسه كارشان در دستگاه توليت به همراهى و اقدام او اصلاح مىشد .
به هزار تدبير و لطايف الحيل ، دخل مىبرد ؛ ولى ، نه به طورى كه مفتضح باشد .
به متوليان فوايد بيشمار عايد مىساخت . به احدى دينار و درهم نداد و بذل و كرم نياورد .
اما ، هركس از رؤساى آستانه و علما و فضلاى شهر كه به منزل او مىرفت ، طورى با ايشان سلوك مىكرد و طرزى حسن مماشات داشت ، كه همهكس را ممنون مىساخت .
هركس با او مىخواست عناد ورزد ، مقهور مىشد . ساير رؤساى آستانهى مقدسه به متانت و مناعت و آقايى و اصالت خاندان خود رفتار كرده ، به خوب و بد مردم و حك و اصلاح كارها و فايده رسانيدن به متولى باشى ، معترض نمىشدند . لكن ، ميرزا شفيع نوكرى مىكرد و حسن خدمت داشت ، و راه دخل را به متولى نمودار مىكرد ، و ثبت و سررشتهى دفتر آستانه را به دست مىگرفت و مثل منشى احكامنگارى مىكرد . با بسى تدبيرات كه اقبال مؤيد او بود ، بر مردمان محترم تفوق و تقدم پيدا كرد . مكنت و دولت او از صد هزار تومان بيش بود .
در هزار و سيصد و سيزده ، كه جناب صدر الممالك ، فرزند مرحوم عضد الملك ، به توليت آستانهى مقدسه برقرار بود ؛ عوض آنكه ميرزا شفيع اعتماد التوليه به آقازادهى خود بهتر خدمت كند ، راه خلاف ورزيد و فسادهاى باطنى كرد كه جناب صدر الممالك از توليت آنجا معاف شدند . چون تمام متوليان سابق اهل دخل بودند ، از راهنمايىها و بد ذاتىهاى اعتماد التوليه ممنون مىشدند و در وزارت او تقويت مىكردند . لكن ،
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٢١١