بر حق رجحان نمىدادند . با تحقيق و با اطلاع بودند . و اين بنده ، در ميان ايرانيان چهار نفر شخص صحيح و درست ديدم ، كه يكى از آنها ، بلكه بهتر از ايشان ، جناب ناصر الملك بود . و از ايشان شنيدم ، كه اظهار عجز مىكرد و مىگفت : « اگر بگويم حق بجانب ايرانى است ، سفير دولت خارجه از ايران مىرنجد . اگر بىانصافى كنم و بگويم حق بجانب مدير بلژيك است ، اين ايرانيان با ديدن ضرر به محضر علماء اسلام حاضر شده ، متحصن و ملتجى مىشوند و سخن به طول مىكشد و مفاسد بار مىآيد . اميد است كه دوستانه به طور خواهش بين آنها را صلح دهيم ، كه ايرانيان ضرر فاحش نبرند و اهل خارجه هم مكدر نشوند . »
خلاصه ، انجام اين كار قدرى اشكال داشت و محتشم السلطنه ، پسر صديق الملك ، از رؤساى وزارت خارجه كه در انجام اين كار داخل بود ، بعضى اطلاعات خوب داشت ؛ و ضرر ايرانيان را كه به چه قسم واقع شده است ، بيان مىكرد . چون سخن به طول مىكشد ، من از تحرير آن تقريرات عاجزم . و در حين تحرير اين سطور هم ، مطلع نيستم كه اصلاح اين امر را چگونه قرار دادند . من آنچه را كه آگاهى داشتم ، نگاشتم .
بلى ! كمپانى و مدير خارجه كه با دويست هزار تومان يا پانصد هزار تومان سرمايه به ايران مىآيد و امتياز كار مىگيرد ، در صورتى كه پنجاه هزار تومان به وزراء و دانشمندان خائن دولت اول تعارف مىدهد ، و بعد فايده نبرده ، صد هزار تومان خانه و عمارت و كارخانه و ميز و مبل مىسازد ، و نوكرهاى زياد كه لزومى ندارند نگاهداشته و مواجب زياد مىدهد ، و بعضى خبطهاى ديگر مىكند ؛ آخر كارش به آنجا مىكشد كه ضرر كند و كلاه ايرانيان را بردارد و كارخانهاش را متروك دارد . آنوقت ، بهزور سفارت يك طورى حفظ ظاهر را از دست ندهد ؛ « الكلام يجر الكلام . » از كارخانهى قند شيرين كه اين تلخى بار آمد ؛ از ساير كارخانههاى تلخ هم اشارتى كنيم : كه اهالى خارجه عيوب كار را دانسته ، اگر در كارهاى ايرانيان امتيازى مىگيرند ، ملتفت باشند كه حفظ آبروى دولت خود را كرده ، جهات كار را بسنجند كه ننگبار نياورند ، و به شركاى ايرانى خود ضرر نزنند و خودشان مخذول و منكوب به ولايات خود نروند .
مثلا : يك كارخانهى كبريتسازى هم از كمپانى خارجه ، در چند سال قبل به ايران آمد و كارخانه احداث كرد . ولى ، نتوانست طورى كبريتسازى كند كه ديگر از ممالك اروپ كبريت به اين مملكت نياورند ، و فروش كبريت به ايران راجع به كارخانجات اين كمپانى باشد . چوب كبريتها كه از ممالك خارجه مىآورند ، در كمال نظافت و لطافت بوده ؛ خراطى آن صاف و ممتاز بود و جعبههاى كبريت ظريفتر از جعبههاى اين كارخانهى جديد بود . با آنكه از خارجه به ايران حمل مىشود و مبالغى خطير در منازل عديده بايد تاجر كرايهى مكارى بدهد ؛ با اين حالت ، به قيمت ارزان به فروش مىرسد . ولى ، مدير اروپايى كه در ايران احداث كارخانهى كبريتسازى كرده ، اولا چوبهاى كبريت و جعبهها را ناصاف و نامرغوب ساخت ، ثانيا قيمت هر جعبه كبريت او ، كه چند عددى بيش نداشت ، معادل و مطابق قيمت جعبه كبريتهاى اروپ
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 159
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٥٩