بود . مردم هم كه قيمت را يكسان ديدند و كبريت خارجه را نظيفتر ديدند ، از اين اداره به طورى كه بايد كبريت خريدارى نكردند . با خرج زياد و دخل كساد ، البته رشتهى كار گسيخته خواهد شد . آن اداره هم ضايع و عاطل گرديد . راه پيشرفت كار را ، اهالى خارجه در اين مملكت نمىدانند . با علماء ساختن و به وزراء نادان رشوت دادند ، ابدا ، به هيچوجه باعث پيشرفت كارهاى كمپانى خارجه كه به ايران آمده ، امتياز مىگيرند ، نخواهد شد .
در دورهى شاهنشاه شهيد سعيد ، انار الله برهانه ، يكى از اهل اروپ به ايران آمد و مدعى شد كه چاه « آرتيزان » حفر كند و به ريشهى آب رسيده ، متصل از قعر زمين ، كه ديگر شن و خاك نيست ، آب را از لولهى آهنى بيرون آورده ، مثل سيم تلگراف لولهها در بين هوا و زمين كشيده ، آب را به اراضى بىآب برده ، آبادانىها ساخته شود .
به اسم شركت ، مبالغى خطير از ايرانيان پول گرفت و همه را با خود شريك ساخت .
قدرى عيش كرد و چندى هم با ميلهاى آهن و ماشينهاى عجيبه و غريبه ، خاك بيرون آورد ؛ تا آنكه ، پس از چندى اسباب آهن او شكست . كار را تعطيل كرد و به اروپ سفر كرد ، كه باز ماشين و آلات و ادوات اين كار را بياورد . رفتن همان و پول ايرانيان را خوردن و برنگشتن همان بود . چنين مردمان متقلب و بدكار هم از فرنگيان به ايران مىآيند ، كه به حيلت و تدليس فوايد مىبرند و مال مردم را حيف و ميل مىكنند .
و نيز از اهل اروپ ، چند سال قبل مديرى آمد كه كارخانهى شيشهسازى و بلور سازى باز كند و اسباب نفيسه سازد . اين مرد چندى در شيشهسازى كارش خوب پيشرفت كرد ، و شيشههاى بزرگ و جامهاى بلند ساخت . لكن ، باز شيشهاش به لطافت و صافى و روشنايى شيشههاى خارجه كه به ايران مىآورند ، نبود . خواست بلورسازى كند ؛ سنگ بلور را در حوالى تهران نيافت و بيكار ماند . چه آنكه ، از هر سنگى بلور بيرون نيايد ؛ سنگ بلور سنگ مخصوصى است . و بعضى از ايرانيان مىدانستند ، كه در حوالى و اطراف تهران ، كدام مكان سنگ بلور دارد ؛ به او نگفتند ، او هم بيكار ماند و ماشين و ديگ و اسباب شيشهسازى او معيوب شد . آنگونه اسباب را كه آهنگران ايران هنوز نديده و كار نكرده ، نمىتوانند بسازند ؛ ناچار ، اين مدير درب كارخانه را بست و به اروپ رفت ، كه باز اسباب آهنين بياورد . هنوز دو سال است كه خبرى از انجام كار او نيست ، و اداره تعطيل شد .
هركس از خارجه كه امتيازى در ايران مىگيرد ، به واسطهى نداشتن پارهيى مطالب ، كارشان اوج نمىگيرد و آخر الامر فاسد مىشود . و اين كارخانجات وقتى در ايران صورت مىگيرد ، كه اول علم آهنگرى و ريختگرى و ماشينسازى در ايران به درجهى كامل رسد : كه اگر ماشين و چرخها و ديگهاى بزرگ هركارخانهيى فاسد شود ، فورا از آهنگرخانه و ريختگر خانهى ايران بخرند و به كارخانه برند و معطل نشوند . ولى ، چون علم آهنگرى و فلزكارى ايران به درجه كامل نيست ، لهذا ، اسباب و آلات بزرگ هركارخانه ، از قبيل قندسازى و شيشهگرى و غيره ، كه ضايع شود ، مجبور است كه اداره را تعطيل كند و شش ماه و يك سال معطل شود ؛ كه آن آلات
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٦٠