است كه يك نكتهيى به عرض رسانم : تا اگر در دورههاى بعد ، انقلابات بزرگ دست دهد و وضع مردم به طورهاى ديگر تغيير كند ، از اصطلاحات و الفاظ و قوانين اين عصر مطلع شده ؛ بين سفير كبير و وزيرمختار و وزير مقيم ، كه اين هردو هم سفير هستند ، فرق گذارند و بدانند رتبهى كدام بالاتر است . « سفير كبير » و « وزيرمختار » و « وزير مقيم » ، بر خلاف « قونسول » و « ويس قونسول » و « كارپرداز » ، بايد در پاتخت هردولتى مأمور و مقيم باشند . و سفير كبير رتبهاش بالاتر از وزيرمختار و وزير مقيم است به هردولتى كه همسايه بوده ، و اتحاد معنوى و ظاهرى ما با آن دولت بيشتر از ساير دول همسايه باشد ، و رعاياى ما زيادتر از ساير امكنه به آن دولت مقيم باشد ، در آن دولت سفير كبير مىفرستيم . مثل آنكه ، دولت ايران از حيث مذهب و اختلاط رعايا ، با دولت عثمانى بيشتر ارتباط دارد ؛ لهذا ، در چنين جايى سفير كبير مىفرستد . ولى ، در دولت روس و انگليس كه ارتباط با آنها كمتر است ، با آنكه همسايه و مجاور خاك ايران هستند ، وزيرمختار روانه مىكند . و همچنين ، به دول ديگر هم مثل فرانسه و اطريش و آلمان و ايتاليا ، كه جز براى گفتگوى تجارتى كار ديگر نداريم و مقاولات سرحدى بين ما نيست ، سفير كبير نمىفرستيم ؛ بلكه ، وزيرمختار مىفرستيم . و با دولتى كه خيلى دوردست افتاده ، و چندان سؤال و جواب تجارتى نداريم ، و رعاياى آن دولت در خاك ما نيستند و رعاياى آنجا هم در خاك ما نيستند كه منازعه و گفتگويى واقع شود ، در چنين جايى ، محض اظهار دوستى ، وزير مقيم مىفرستيم . ممكن است ، در يك دولت بزرگى كه چندان باهم مخالطه و گفتگوى تجارتى نداريم ، وزير مقيم بفرستيم ؛ و در يك دولت كوچك ضعيفى كه همسايه و هممذهب است ، و رعاياى طرفين در خاك يكديگر ساكن باشند ، سفير كبير بفرستيم . اگر كسى گويد : « پس چرا به افغانستان كه همسايه و هممذهب است ، سفير از دولت ايران نرفته است ؟ » جواب آن است كه :
افغانستان جزء دول محسوب نمىشود ؛ در واقع مثل يك امارت است ، كه در تحت سلطنت و حمايت دولت ديگر باشد . ما با آنها البته دوستيم و هممذهبيم . ولى ، مخالطه و دادوستد تجارتى در رعاياى طرفين نيست . اميد است كه بعدها ، سفراى جميع دول روى زمين در دولت ايران مأمور و متوقف شوند ؛ و سفير ايران هم به جميع دول مغرب و مشرق ، حتى دولت چين ، مأمور و متوقف گردد . چه دليل دارد : كه دول مغربى ، در خاك چين كه مشرقى است ، سفير و مأمور داشته باشد ، و دولت ايران كه خاكش مشرقى است ، به دولت مشرقى كه چين باشد سفير نفرستد ؟ ان شاء الله ، اين عرض بنده به اهل ديپلوماسى و وزير خارجهى ايران اثر خواهد كرد . باز بعضى تحقيقات ديگر در فرق سفير كبير و وزيرمختار و غيرهما هست ، كه مجال نوشتن نيست . ان شاء الله ، اگر خداوند يارى كند ، در اين تاريخ شرحى از قوانين و اصطلاحات وزارت خارجه و سفارتخانههاى هردولتى خواهم نگاشت ، كه هركس را چه درجهيى خواهد بود .
جناب ميرزا ابو القاسم خان ناصر الملك ، كه قورخانهى مباركهى دولتى جزء ادارهى ايشان است ، و ايشان از وزراء بزرگ و اول پليتيك دان و اول ديپلوماسى
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٥٥