درجهى اول و يك عدد قلمدان مرصع با يك ثوب خرقهى خز با شمسهى الماس ، به صدراعظم مرحمت فرموديم . »
اگرچه جناب مستطاب صدراعظم ، از همان تاريخ كه رياست وزراء يافتند و به لقب وزير اعظم مخاطب شدند ، كار صدارت مىكردند و رتقوفتق امور و عزل و نصب وزراء و حكام نزديك و دور با ايشان بود ، و وزير اعظم و صدراعظم هردو يك معنى دارد ، مگر آنكه وزارت عظما ، به طورى كه در جلد اول اين تاريخ شرح داديم ، وزارت تنفيذى است و صدارت كبرا وزارت تفويضى است ؛ ولى ، امروز كه لفظ وزير اعظم به لفظ صدراعظم تبديل يافته ، محض تقويت در كار است : كه سايرين خود را محروم دانند و در كار وزارت عظما اخلال و افسادى نكنند . و ما منتظريم كه ببينيم : از اين صدارت عظما چه مىتراود و ترقى و تنزل ايران ، در انظار خارجه به چه پايه مىرسد .
لكن ، عموم مردم ، از خاص و عام ، از وزراء و رعايا ، بالاجمال و بالاتفاق ، در صدد تخريب برآمده ، نگذاشتند كه اين صدراعظم دوامى پيدا كند و خيالات خود را ، اعم از مصالح يا مفاسد ، صورت دهد . پس از چند ماه ديگر ، داستان عزل ايشان را در جلد ديگر اين كتاب خواهم نگاشت .
عصر امروز ، كه سيزدهم رجب است ، پس از انقضاى مجلس و ارتقاء رتبهى صدارت ، بندگان اقدس همايون شاهنشاهى به عزم تفرج و اقامت دوشبه از دار الخلافهى تهران تشريففرماى دوشان تپه شده ؛ پس از دو روز كه به تفرج و شكار مشغول بودند ، عصر جمعه ، پانزدهم ، به سراى سلطنت عظما به شهر دار الخلافه رجعت فرمودند .
چندى پيش ، از طرف دولت فخيمهى جمهورى اتازونى ، ينگىدنيا ، « مسترهارده » به وزير مقيمى در دربار دولت عليه مأمور گرديد . از زمان ورود به سرحد انزلى تا ورود به دار الخلافه ، به توسط مهماندار مخصوص دولت لازمهى پذيرايى و احترامات از سفير مذكور ، كه رتبهى وزير مقيمى دارد ، بهعمل آمد . در دههى دويم رجب المرجب ، وارد تهران شد . روزى ، با تشريفات احتراميه ، به اتفاق جناب ظهير الدوله ، وزير تشريفات ، در سلامى مخصوص كه جناب حاجى محسن خان مشير الدوله ، وزير امور خارجه ، و بعضى از خواص شاهزادگان و امراء نيز حضور داشتند ، به حضور همايونى تشرف جست . نامهى جناب شوكتمآب ، رئيس جمهورى دولت اتازونى را ، كه حاكى از مأموريت و توقف معزى اليه به دربار ايران بود ، تقديم نمود . خطابهيى نيز مبنى بر شكرگزارى و اظهار افتخار خود از اين مأموريت كه به دربار ايران آمده ، معروض داشت . بندگان همايون نيز جوابى مبنى بر خشنودى از مأموريت معزى اليه ، و اساس يكجهتى و دوستى دولتين ايران و اتازونى ادا فرمودند . پس از آن ، وزير مقيم از حضور همايون مرخص شده ؛ على الرسم ، به طورى كه معمول سفراء است ، در اتاق مخصوص صدارت عظما به دربار و اتاق وزارت خارجه رفته ، از جناب مستطاب صدراعظم و جناب مشير الدوله ، وزير امور خارجه ، ديدن نمود .
محض اطلاع و ارتباط بعضى اشخاص ، كه از علم ديپلوماسى و پليتيك و قوانين وزارت خارجه و آداب سفارت و بعضى اصطلاحات علم حقوق ملل اطلاع ندارند ، لازم
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٥٤