تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و رفتن اردوى نظامى و نظاره‌ى مشق افواج و تفقد به حال سربازان اقدامى نداشتند . و در روزنامجات آن ايام و تواريخ آن هنگام ، نديديم كه در هردو ماه يا سه ماه يا يك سال به ميدان تشريف برده باشند و به تشويق و ترقيات نظام پردازند . اين سلطان بزرگ نهايت ميل را به ترقيات عسكريه دارند ، و هرچندى يك بار ، به ديدن قشون و نظاره‌ى مشق افواج ميل كرده ؛ بر خلاف شاهان گذشته ، انعامات وافره و احسانات متكاثره درباره‌ى افواج دارند . من اگر اين چند سطر بعد را ننويسم ، هرگز دولت از من مؤاخذه نخواهد كرد كه : چرا بذل و عدل مرا ننگاشتى ؟ مجبور به تمجيد و اغراق‌گويى نيستم ، حقيقت‌گويى مىكنم ؛ و شأن خود را بر خلاف ساير مورخين ، اجل بر دروغگويى و تملق و اغراق و مبالغه مىدانم . ولى ، در ذكر صفات حميده ، راست و درست مىنويسم . اين تاريخ ، هر ساله به نظر مبارك شاهانه مىرسد . مخصوصا ، عرض و استدعا مىكنم كه : اگر در عبارات خود اغراقى بنگارم ، از اين چاكر مؤاخذه‌ى سخت شود و تنبيه به عمل آيد . اين سلطان قدردان ، در دو صفت به سلاطين قاجاريه و به اكثر شاهان ايران رجحان دارد : يكى بذل و يكى عدل . خدا را شاهد مىگيرم ، كه در اين دو صفت اغراق نگفته‌ام . چندان بذل عطايا و نشر مواهب دارند ، كه مستوفيان دفترخانه‌ى مباركه از احصاء آن عاجز هستند . عريضه‌ى احدى را كه پول خواسته باشد ، بدون عطا جواب نمىدهند . طبقه‌ى چاكران كه اضافه مواجب خواسته‌اند ، در حق آن‌ها محل مواجب برقرار شده است . در دوره‌ى شاهنشاه شهيد سعيد ، انار اللّه برهانه ، ديدم كه مخصوصا به يك نفر از وزراء ، لا غير ، تا سه هزار تومان اضافه مواجب مرحمت شد . لكن ، اين سلطان باذل تا ده هزار تومان از اصل ماليات ، به يك نفر اضافه مواجب مرحمت فرمودند . و چند هزار نفر هستند كه در اين دوره ، اضافه مواجب فراوان برده‌اند . به هيچ وجه در عطاى به نوكر خوددارى ندارند . با اينكه در اين دوره تقريبا دو كرور بر ماليات سابق ايران افزوده شد ، تمام اين اضافه ماليات بر اضافه مواجب مردم داده شده ، و از اصل ماليات باز به قدر يك كرور مرحمت شد . و خرج اين دوره با آنكه بيشتر از دخل است ، باز از عطاى اضافه مواجب مضايقه نمىشود . تقريبا ماليات ايران در اين دوره ، با گمركات به دوازده كرور مىرسد . و من ان شاء الله ، در اين سال يا سال‌هاى بعد ، جزء جمع ايران را به اسم و رسم در اين تاريخ مىنگارم . در نظر مبارك اين سلطان باذل زر و سيم قدر و قيمتى ندارد . سلاطين سابق ايران را چه ديديم و چه شنيديم كه : چون يكى از اعيان دولت و اشراف مملكت وفات مىكرد ، به واسطه‌ى آنكه از پرتو دولت فايده‌ها برده بود ، مأمور ديوان به خانه‌ى او مىرفت ؛ اتاق و رواق او را مهر و موم مىكرد . به طورى كه ، وارث نمىتوانست پيراهن سياهى از صندوقخانه‌ى خود بردارد و در عزادارى به تن كند . تمام وراث ، بدون زاد و راحله و اسباب ، در اتاقى مىنشستند ؛ تا آنكه ، نقد و جنس ماليه‌ى آن ميت معلوم شده ، ديوان صد هزار تومان و پنجاه هزار تومان يا كمتر يا بيشتر مىگرفت و باقى را به ورثه واگذار مىكرد . ولى ، در اين دوره ، از نظر بلندى و همت بزرگ و كرامت طبع اين سلطان باذل