شدند . تمام قشون ، از توپخانه و ده فوج سرباز و چند دسته سوار ، جمعا كه قريب به دوازده هزار نفر بودند ، در نهايت انتظام ، به طور « دفيله » از حضور همايون گذشتند .
بندگان اقدس همايون جناب امين الدوله وزير اعظم ، را مخاطب داشته ، از انتظامات لشكرى و ترقيات ادارهى حربيه تمجيد فرمودند ؛ و دربارهى نواب عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما ، وزير جنگ ، بسى التفات كردند و يك قبضه شمشير مرصع گرانبها از درجهى اولى به ايشان مرحمت نمودند . بعد از آن ، از هر فوجى يك دسته سرباز ، با كسوت مخصوص ، در حضور مبارك شروع به مشق « ژيمىناستيك » كرده ، انواع هنرها و اقسام مهارتها به كار بردند . تمام اين سربازان كه مشق كردند ، به انعامات نقديهى شاهانه نائل شدند .
يكى از محسنات اين قشون حاضره اين بود كه ، به دستور نواب و الا شاهزاده فرمانفرما ، وزير جنگ ، البسهى ايشان ، از صاحبان مناصب و تبعه ، از سر تا پا از اقمشه و متاع ايران بود ، كه در كمال توصيف برازندگى داشت . اين كار ، خيلى باعث رواج اقمشه و تجارت ايران مىشود . واقعا ، از اين وزير جنگ خيلى بايد ممنون شد : كه براى دولت ، در لباس سرباز خرجتراشى زياد نمىكنند ، و از روى وطنپرستى متاع ايران را رواج مىدهد . اين نكته را براى آن مىنويسم كه : رؤساى بعد ، ملت خواه و وطن پرست و ايرانىمنش باشند .
خلاصه ، از سه ساعت به غروب مانده تا هنگام شام ، بندگان اقدس همايون در اردوى نظامى تشريف داشته ؛ بعد از آن ، به صاحبقرانيه رجعت فرمودند . در امروز ، به واسطهى حسن مجاهدت و فرط مواظبت وزير نظام ، آجودان باشى ، در اردوى نظامى ، برحسب استدعاى وزير جنگ يك ثوب پالتوى ترمه با سردوشى الماس از درجهى اولى به او مرحمت شد ؛ و فوج خلج قاهر ساوه نيز به سرتيپى يار محمد خان سيف السلطنه ، مير پنجه ، پسر ارشد وزير نظام ، واگذار گرديد ؛ و ميرزا محمد نظام الحكماء ، رئيس اطباء نظام ، كه در ترتيب دواخانههاى عسكريه نهايت لياقت و درستكارى را به كار برده است ، مستوجب بذل شاهانه آمده ، به اعطاء يك حلقه انگشترى الماس سرافراز آمد .
شايد ، يكى از ابناء زمان اين تاريخ مرا كه قرائت مىكند ، بگويد : « ما مىدانيم كه بندگان اقدس همايون كدام روز به اردوى نظامى تشريففرما شدند ؛ ديگر نوشتن اين قضيه ، براى ما چه لطفى دارد ؟ » چنين شخصى راست مىگويد . او و همهكس از حركات و اقدامات سلطانى اطلاع دارد . ولى ، من بنده براى اطلاع و آگاهى آيندگان وقايع نگارى مىكنم : كه بدانند اين سلطان بزرگ تا به چه اندازه به حفظ ترقيات قشون و انتظام ادارهى حربيه مايل و راغب هستند . آيندگان كه اين گونه مراقبتها شنيدند ، مىدانند كه بايد همهروزه به كار كشور پرداخت ، و همهوقت ترقيات لشكر را آماده ساخت و به ميدان حاضر شد ، و به اردوى نظامى بايد رفت . لهو و لعب ، و نرد و ندب را كنار گذاشت و علم شهريارى افراشت .
شاهنشاه شهيد سعيد ، انار اللّه برهانه ، كه پادشاهى سياسىدان بودند و همواره به كار كشور و لشگر مىپرداختند ، مثل اين سلطان لشكر خواه ، چندان به تشريففرمايى ميدان
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٣٩