تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
طوالش نائل شده‌اند ، اين اوراق را زينت مىدهم . اين وجود مبارك ، دومين فرزند بندگان اعليحضرت قدرقدرت شاهنشاهى ، روحنا فداه ، هستند . در هيجدهم شهر ربيع الثانى هزار و دويست و نود و هفت هجرى ، در دار السلطنه‌ى تبريز ، به طالعى مسعود به عرصه‌ى مشهود قدم گذاشته‌اند ؛ و تا امروز سنوات عمر ايشان از هيجده تجاوز نكرده است ، ولى راه صدساله طى كرده‌اند . تحصيل ايشان در تبريز بوده ، در انواع كمالات و فنون بهره‌ى كافى و نصيبى وافى دارند . در علوم عربيت و شعرشناسى و فن تاريخ و ژغرافياى ممالك اروپ و غيره ، و دانستن لسان خارجه ، از فرانسه و انگليسى ، و صنعت عكاسى و علم مشاقى پياده‌نظام و توپخانه و قواعد لشگرى ، در طريقه‌ى رشاد و محل وثوق و اعتمادند ؛ و مدت هفت سال در توپخانه‌ى تبريز مشغول مشق و آموختن قواعد نظامى بوده‌اند . هوش و فراست ، عقل و كياست ، نظم و سياست با وجود ايشان تخمير شده است . به طورى شهامت و جلالت ايشان در كالبد انسان مؤثر است ، كه كسى را در حضور ايشان قوه‌ى خودسرى و تجاسر در سخن و جلادت نيست . اهل و فضل و تاريخ كه در خدمت ايشان رود ، قدرت خودسرى و زيادگويى ندارد . ايشان هر طبقه را به علم و صنعت خود امتحانات مىكنند و سؤالات مىفرمايند ؛ و از ژغرافيا و تاريخ صحبت به ميان مىآورند ، تا صحيح را از سقيم و كج را از مستقيم باز شناسند . اهل فضل را بسيار دوست دارند ؛ از براى هريك صله و عطيات مىفرستند ؛ بدره‌هاى زر و طاقه‌هاى شال ، كه در آن دستگاه است ، بهره و نصيب اهل كمال است . بنده را روزى شرف خدمت ايشان دست داد . ساعتى در آن محضر جلوس داشتم و از فرمايشات و حسن محاورت آن بزرگوار ، و تلفيق كلمات و تنسيق عبارات آن خداوندگار ، كه با بيانى رشيق و لسانى طليق ادا مىفرمودند ، حيرت‌ها بردم و حسرت‌ها خوردم ، و « ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء » « 10 » خواندم . خداوندشان پاينده و وجودشان را به انواع الطاف كامله‌ى خود برازنده دارد . كنون در شرح حال ايشان به همين‌قدر قناعت كرده ، بعدها باز نگاشته خواهد شد . و شرح حال نواب مستطاب و الا شاهنشاهزاده‌ى اعظم ، ابو الفتح ميرزاى سالار الدوله ، و نواب مستطاب و الا شاهنشاهزاده‌ى معظم ، عضد السلطان ، و نواب مستطاب اعتضاد ، و نواب مستطاب و الا ، شاهزاده ناصر الدين ميرزا ، دامت شوكتهم ، كه ابناء سلطنت عظما هستند ، در وقت رجوع ايالت و منصبى به ايشان ، در اين جلد كتاب يا ساير مجلدات ديگر ، به خواست الهى و عون شاهنشاهى ، نوشته خواهد شد . انتهى . حضرت و الا ، شاهزاده محمد تقى ميرزاى ركن الدوله ، كه از اعمام بزرگوار سلطنت هستند ، و پايه‌ى كفايت و لياقت و مردم‌دارى و معدلت‌گزارى و درست رفتارى و مجدت و بزرگوارى ايشان ، از چندين سال تا حال ، مشهود بين الاقران و الامثال است ؛ در اين اوان ، كه آخر سال هزار و سيصد و چهارده هجرى و اوايل سال شمسى ، مطابق
هامش
( 10 ) - قرآن كريم : المائده / 135 .