كردند . در اين ماه ، حكومت كرمانشهان به عهدهى كفايت زين العابدين خان حسام الملك امير تومان واگذار گرديد ؛ در همين ايام از تهران حركت كرده ، به طرف كرمانشهان خواهند رفت .
شاهزاده سلطان عبد المجيد ميرزاى عين الدوله از حكومت دارالمرز مازندران معاف گشته ؛ قدرى از مراحم و اشفاق ملكانه كه همواره دربارهى او شامل بود ، كاسته شد ؛ امر اعلا چنان شرف نفاذ يافت كه وى چندى در تهران نماند و به همدان رفته ، در آنجا متوقف باشد . شاهزادهى معظم له به همدان رفتند و حكومت دارالمرز مازندران ، به تصويب جناب امين الدوله ، رئيس الوزراء ، به ميرزا عبد الله خان سردار امجد ، كه از امراء دربار و رجال دولت است ، واگذار آمد .
حكومت عربستان از ميرزا احمد خان علاء الدوله منتزع شد و به عهدهى كفايت عبد الله خان ساعد السلطنه سردار ، كه از امراء عسكريه است ، واگذار آمد .
حكومت قم به اعتضاد الدوله - پسر مرحوم محمد مهدى خان اعتضاد الدوله ، پسر مرحوم ميرزا محمد خان سپهسالار ، صدراعظم قديم ايران - واگذار آمد ؛ و محمد حسن خان معظم الدوله از حكومت قم معاف گشته ، به دار الخلافه احضار شد .
نواب مستطاب و الا ، شاهنشاهزاده اعظم ، ملك منصور ميرزاى شعاع السلطنه ، كه دوقهى سلطنت را غصنى ديان و آسمان شاهنشاهى و خلافت را بدرى تابان است ، با كياست فطرى و فراست ذاتى و هوش جبلى كه دارند ، و جميع دانشمندان مملكت و وزراى كامل دولت را به مزاياى ذات و محامد صفات خود متحير ساخته ؛ هر كس آن وجود مبارك را كه در ابتداى جوانى و ريعان زندگانى مشاهده مىنمايد ، در كسوت شباب پيرى مجرب روزگار و مهذب ليل و نهار مىبيند و دربارهى آن حضرت « و فيك انطوى العالم الاكبر » مىگويد . در اين اوقات ، ارادهى بندگان اعليحضرت اقدس شهريارى ، روحنا فداه ، بر آن تعلق يافت كه ايالت و فرمانروايى گيلان و طوالش به عهدهى تمشيت و تنظيم ايشان واگذار شود و مشير السلطنه ، حاكم گيلان ، به سمت وزارت آن شاهنشاهزادهى اعظم و پيشكارى گيلان منصوب و برقرار باشند ، و كما فى السابق ، به رتقوفتق امور آنجا پردازند . درين خصوص ، فرمان مبارك شرف صدور يافت ؛ و در همين چندروزه ، نواب مستطاب و الا ، شاهزاده شعاع السلطنه ، از دربار معدلتمدار همايون مرخص شده ، روانهى مركز ايالت گيلان شدند .
در شرح وقايع هزار و سيصد و سيزده ، وعده داديم كه شرح حال هريك از ابناء سلطنت عظما را در جلد ديگر خواهيم نگاشت ؛ لهذا ، برحسب وعده ، هر كدام كه در اين سال يا سال بعد به ايالت و منصبى نائل شوند ، به تعرفهى وجود مبارك ايشان ، با زبانى كليل و بيانى عليل ، اشارتى خواهيم كرد .
شرح حال بندگان حضرت مستطاب و الا ، محمد على ميرزا ، وليعهد دولت عليهى ايران و صاحب اختيار مملكت آذربايجان ، در شرح وقايع سال هزار و سيصد و سيزده نگاشته شد . كنون كه آخر سال هزار و سيصد و چهارده است ، به تاريخ ولادت و شرح بزرگوارى و دانش نواب مستطاب و الا ، شاهزاده شعاع السلطنه ، كه به ايالت گيلان و
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٨٦