همايون اين كار برگشت كرد . شرح حال جناب نيرالملك را بايد بگيرم و در اين كتاب بنگارم كه اول خوب اين روزگارند .
سهم الملك امير تومان - پسر على قلى خان كزازى ، صمصام الملك - كه سابقا وزارت نظميه و احتساب داشت ، اين اوقات ، برحسب تصويب شاهزاده فرمانفرما سالار لشگر ، وزير جنگ ، به وزارت خزانهى نظام سرافراز گشت . شاهزاده مقبل الدوله ، بر حسب تصويب شاهزاده محمد حسن ميرزا - پسر موثق الدوله خوانسالار ، حاكم كاشان - به نيابت حكومت كاشان منصوب و روانه گرديد .
حكومت خمسه ، در آخر رجب ، به عهدهى كفايت مهدى قلى خان مجد الدوله ، ناظر و امير آخور دورهى ناصرى ، واگذار آمد ؛ و علاء الدولهى قاجار ، پسر علاء الدوله امير نظام ، از اين خدمت معاف گشت و به حكومت عربستان رسيد .
حكومت قصبهى خوار كه از بلوكات معتبرهى تهران است و تقريبا چهل هزار تومان ماليات دارد ، به عهدهى ميرزا حسين خان صديق همايون واگذار آمد .
حكومت دار الخلافه ، در اين سال ، باز تغيير كرد . در ماه شعبان ، شاهزاده نصرت السلطنه ، روح الله ميرزا ، رئيس خلوت همايون و خازن مهر مهر آثار مبارك ، از حكومت تهران معزول شده ؛ به تصويب نواب شاهزاده عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما سالار لشگر ، وزير جنگ ، حكومت تهران به عهدهى شاهزاده سلطان حسين ميرزاى نير الدوله بن نير الدوله بن خاقان مغفور فتحعلى شاه ، طاب ثراه ، در آمد كه سابقا حاكم نيشابور بوده و اين اوقات به تهران آمده ، پسرش اميرزاده فتح السلطنه حاكم نيشابور است . اگر وساطت و همراهى شاهزاده فرمانفرما ، وزير جنگ ، با او نبود كه او نوكرى وى را اختيار كرده بود ؛ در صورتى كه هزار سال مستعد و منتظر مىشد ، حكومت تهران نمىيافت ؛ ممكن بود كه به ايالت خراسان نائل شود ، ولى حكومت تهران به او داده نمىشد . حكومت تهران را به رعيتزاده و وزيرزاده و ايلزادهيى كه خيلى كافى باشد و به شاهزادهى بزرگ عالىنسب مىدهند ؛ ولى ، به شاهزادهى حقير كم شأن بيمايهيى كه اسمى نداشته باشد نخواهند داد . اين شاهزاده بسيار محيل و متملق و پستفطرت بود .
و آنقدر محيل بود كه خود را به عدالت و حساب درستى موصوف كرده ؛ لكن ، در هر مورد كه قدرت مىيافت ، هم حقوق ديوانى مردم را مىخورد و هم تعدى و زيادتى به فروع ماليات مىكرد . در دورهى ناصرى ، كه خبازخانه و قصابخانه ماليات گزاف و تفاوت عمل بيرون از آلاف داشت ، نان و گوشت به قدرى گران نبود كه در دورهى حكومت نير الدوله گران شد ؛ و حال آنكه ، ماليات و فروع خبازخانه و قصابخانه ، در دورهى مظفريه ، به كلى مرفوع القلم شده بود كه نان و گوشت ارزان باشد . ولى ، اين مرد تدبيرات كرد و بدعتها گذاشت و از مباشرين قصابخانه و خبازخانه اسناد تفاوت عمل گرفت ، كه نرخ نان و گوشت بالا رفت . و هرچه از مردم سخنى مىتراويد كه :
« چرا قيمت نان و گوشت بىماليات بالاتر رفته است ؟ » ؛ او عذرها مىآورد كه برف آمده و گوسفند از لرستان نياوردهاند و قيمت سوخت و هيزم خبازخانه بالا رفته ، به اين جهت گران شده است . بعضى ملتفت دروغ او بوده ، قدرت دم زدن نداشتند ؛ و بعضى
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٨٤