( 67 الف ) و تلبيس ولايت تفليس را تصرف ، و در آنجا توقف نمودند . « 1 » به اميد « 2 » تسخير حرب و پيكار وارد خارج « 3 » قلعهء مزبوره شده ، رايت كفر و ضلال برافراخته ، با اهالى آنجا و سپاه نصرت انتباه « 4 » هنگامهء قتال و جدال را گرم ساختند . « 5 »
چون صورت اين خبر بر مرآت نبوّت جلوهگر گشت ، خاقان كشورستان « 6 » اسماعيل بيك دامغانى را كه به منصب غلام پيشخدمتباشىگرى سركار اقدس سرافراز و از حيثيت قرب و صوفيگرى و اعتبار و كارگزارى از امثال و اقران سمت امتياز داشت ، به جهت استظهار لشكر و بشارت « 7 » حركت پادشاه هفت كشور از پيش به چاپارى مأمور به معسكر شهزادهء منصور گرديد « 8 » و مواكب فيروزى كواكب شاهنشاهى با ابهت و شوكت نامتناهى بدون اسباب جنگ و توپخانه به عزم ستيز و آهنگ آن گروه بىنام و ننگ از سلطانيه حركت و با فوجى از بهادران كه هريك در دلاورى چون سام نريمان و تالى رستم داستان بودند « 9 » ، ايلغاركنان عازم « 10 » آذربايجان گرديدند و « 11 » اسماعيل بيك كه حسب الامر مأمور به معسكر شهزادهء « 12 » منصور شده بود ، در هيچجا نياسوده ، در اندك « 13 » زمانى به اردوى نوّاب نايب السلطنه رسيده ، زبان به توبيخ و سرزنش امرا و خوانين گشاد و « 14 » از جانب بندگان اقدس « 15 » پيغامهاى درشت جان شكر به عموم خوانين و سركردگان لشكر رسانيده ، آنها را از خطا و بىمبالاتى ايشان « 16 » آگاه و از نكوهش جانكاه مورد انتباه ساخته ، صباح آنروز اردوى عساكر فيروز را حركت داده ، به جانب ايروان و معسكر روسيه خذلان نشان روان گرديد .
چون چشم سپاهيان از سستى كار و عدم موافقت سرداران نامدار به غايت ترسيده بود
هامش
( 1 ) . مج : نموده بودند .
( 2 ) . مج : توهم .
( 3 ) . مج : « خارج » ندارد .
( 4 ) . مج : انتبا .
( 5 ) . مج : ساختهاند .
( 6 ) . مج : كشورستانى .
( 7 ) . مج : مژده .
( 8 ) . مج : نموده .
( 9 ) . مج : بودهاند .
( 10 ) . مج : روانه .
( 11 ) . مج : گرديدهاند .
( 12 ) . مج : سپاه .
( 13 ) . مج : به اندك .
( 14 ) . مج : خوانين آنجا گشوده .
( 15 ) . مج : از جانب اشرف .
( 16 ) . مج : از خطايشان .