فى الحقيقه سهل و آسان مىشمردند و اصلا مقابله و مقاتله آن گروه ضالّه را وقعى نمىگذاشتند و از « 1 » كمال غرورى كه داشتند ، مطلقا گوش به سخن كسى نداده ، بىمحابا و مدارا كمر به جدال و قتال آن طايفهء خسران مآل بسته ، به تواتر و توالى حملات مردانه و نبردهاى مبارزانه نموده ، جمعى كثير از آن بىدينان قتيل و اسير گرديده « 2 » و طعمه خنجر و شمشير گرديدند . « 3 » هراس بىقياس از لشكر قزلباش برداشته ، خود را به مورچل « 4 » و مطريس خود « 5 » كشيده ، ديگر جرأت بيرون آمدن از سنگر و چپر خويش « 6 » نكردند ، چون در هنگام عطف عنان نايب السلطنه از معركهء هيجا آن گروه بىپروا آمده ، قلعهء ايروان را مركزوار در ميان گرفته محاصره نموده بودند ، در يورش اوّل غازيان منصور هنگامهء سپهدارى آنها را با توپخانه برهم زده ، جمعيّت روسيه را از ظاهر قلعه پراكنده كرده ، محمّد خان ايروانى دروب قلعه را بر روى افواج قاهره مفتوح داشته ، خاقان جهانگير امير خان كرد را كه به منصب ( 68 الف ) قوللر آقاسىگرى نايب السّلطنه سرافرازى داشت ، با معادل يك هزار نفر تفنگچى ولايتى به معاونت و مظاهرت محمّد خان ايروانى گسيل قلعه و چند روز به تواتر فى ما بين عسكرين كفر و دين « 7 » آتش حرب و قتال و نايرهء جنگ و جدال اشتغال داشته ، خلقى انبوه از دو گروه ، ضايع و ناچيز و پايمال عرصهء ستيز و آويز شده ، چون در ميان جنود اسلام آلات و ادوات حرب كه شايستهء مقاتله و مقابلهء « 8 » روسيه باشد ، از قبيل توپ كه عمدهء مصالح حرب و ضرب « 9 » است ، نبود و امناى دولتشاهى بنابر غرورى كه داشتند منازعه « 10 » روسيه را سهل و آسان مىپنداشتند . اين استعداد سفر و يراق لشكر خصوصا در محاربات سلطانى كه حزم از لوازم است از شيوهء سپاهيگرى « 11 » دور افتاده ، به تهيه آن ، چنانكه شايسته است ، نپرداختند .
لهذا در مقابل توپخانهء روسيه چنانچه مطمح نظر بود « 12 » به عمل نيامد .
هامش
( 1 ) . مج : آن گروه را به نظر امعان در نمىآوردند و با .
( 2 ) . مج : « گرديده » ندارد .
( 3 ) . مج : گرديده .
( 4 ) . متن : مورجل ؛ مج : در مورجل .
( 5 ) . مج : خويش .
( 6 ) . مج : خود .
( 7 ) . مج : كفر و دين و ميانه گروه اسلام و فئه روسيه ضلالت آيين .
( 8 ) . مج : مقابله و مقاتله .
( 9 ) . مج : مجادله و حروب .
( 10 ) . مج : نزاع .
( 11 ) . مج : سپاهگيرى ؛ ملك : سپاهگرى .
( 12 ) . مج : و خاطرخواه جنود اقبال بود .