را ديد كه در صورتش جاى داغى بود ، پس فرمود : خداوند لعنت كند هر كس اين كار را كرده است » استدلال كنيم ، بسيار روشنتر خواهد بود . زيرا اين روايت به لعن صريح شخصى معين اشاره دارد ، مگر اين كه در اينجا هم كسى بگويد كه مراد عموم كسانى است كه چنين كارهايى انجام مىدهند كه فيه ما فيه . بنابر اين ، با اوصاف ياد شده ، جاى هيچ تأملى در لعن يزيد نيست . براى لعن يزيد لازم نيست كه همه زندگانى پليدش را مورد مطالعه قرار دهيم ، بلكه مطالعهء آنچه در دوران استيلاى برمكه و مدينه انجام داده است كفايت مىكند . طبرانى نقل كرده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : خداوندا ، هر كس به مردم مدينه ستم كند و آنان را بترساند ، او را بترسان ، و لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم براو باد ، هيچ انفاق يا سربهايى از او پذيرفته نيست . »
مصيبت بزرگ رفتارى بود كه يزيد دربارهء اهل بيت روا داشت و به كشتن آن حضرت رضايت داد و از اين كار خوشحال گرديد و به اهل بيت آن حضرت توهين كرد . رفتارى كه شايد جزئياتش باهم تفاوت داشته باشد ولى بطور كل در بر دارنده معناى فوق بود .
در حديث آمده است : شش تن را من - در روايتى خداوند - و همه پيامبران مستجاب الدعوة لعنت كردهاند : « تحريف كنندهء كتاب خدا - و در روايتى افزاينده بر كتاب خدا - تكذيب كننده قَدَر خداوند ، آن كس كه بازور بر مردم مسلط مىشود تا خوار كردگان خدا را عزيز و عزيز كردههاى خدا را خوار كند ، حلال شمارنده خون عترت من و ترك كننده سنت من .
برخى از عالمان مانند ابن جوزى و پيش از آن قاضى ابو يعلى به قطعيّت گفتهاند كه او كافراست و با صراحت تمام او را لعنت كردهاند .
علامهء تفتازانى گويد : ما در بارهء او و دربارهء بى ايمانى او هيچ شكى نداريم . خداوند او و اعوان و انصارش را لعنت كند .
در تاريخ ابن الوردى آمده است : وقتى اسيران را از عراق نزد يزيد آوردند ، رفت و كودكان و زنان نسل على و حسين را از نزديك ديد و ديد كه سرها بر نيزههاست و بر تپّهء
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 298
مساهمون: غلامحسين جمشيد نژاد اول
ص٢٩٨