مىفرمايد :
« فَهَلْ عَسَيْتُمْ انْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِىالْارْضِ وَ تُقَطِّعُوا ارْحامَكُمْ أُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ » و كدام فساد و قطع رحمى به پاى رفتار يزيد مىرسد ؟
[ آلوسى ] گويد : اين سخن مبنى بر جواز لعن گناهكارى معين از گروهى است كه به وصف لعنت شدهاند [ نه به نام ] و اين نظر مورد اختلاف است : عموم بر اين باورند كه لعن شخص معين جايز نيست هر چند كه فاسق يا ذمى باشد ، زنده يا مرده باشد و مرگ او بر كفر معلوم نباشد ؛ زيرا احتمال آن مىرود كه مسلمان از دنيا رفته باشد و يا بتوان حكم مسلمانى بر او جارى ساخت . به خلاف كسى كه مرگ او بر كفر روشن است ، مثل ابوجهل .
شيخ الاسلام ، سراج بلقينى با استدلال به حديثى كه در صحيحين آمده معتقد است كه لعن گناهكار معين جايز است ، حديث چنين است :
« اذا دَعَا الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ الى فِراشِه فَأَبَتْ انْ تَجِىءَ فَباتَ [ عنها ] غَضْبانَ لَعَنَتْهَا الْمَلائِكَةُ حَتَّى تُصْبِحَ »
[ هرگاه مرد زنش را به رختخواب فرابخواند و او خوددارى ورزد ، و مرد از او خشمگين بخوابد ، فرشتگان تابه صبح آن زن را لعنت مىكنند . ]
در روايت ديگرى چنين آمده است :
« اذا باتَتِ الْمَرْأَةُ مُهاجِرَةً فِراشَ زَوْجِها لَعَنَتْهَا الْمَلائِكَةُ حَتَّى تُصْبِحَ »
[ هرگاه زن جداى از رختخواب شوهرش بخوابد ، فرشتگان تاصبح او را لعنت مىكنند ] اين احتمال كه لعنت ملائكه خاص زن معينى نباشد بلكه مراد عموم زنان باشند مثل اين كه بگويند : « خداوند لعنت كند هر زنى راكه از رختخواب همسرش دورى كند » بسيار بعيد است ، هر چند كه فرزند بلقينى به نام جلال چنين بحثى را با پدرش كرده است .
در كتاب الزواجر آمده است : چنانچه به خبر مسلم يعنى : « پيامبر خدا ( ص ) چارپايى
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 297
مساهمون: غلامحسين جمشيد نژاد اول
ص٢٩٧