كسانى مثل ابن زياد ، ابن سعد و ديگر كسانى كه به كارشان راضى بودند مادامى كه چشمى بر ابا عبدالله بگريد ، به اينان ملحقند .
چه خوب گفته است شاعر معاصر فاضل ، عبدالباقى آفندى عمرى موصلى كه چون درباره لعن يزيد از او پرسيدند گفت :
يَزيدُ عَلى لَعنى عَريضُ جِنابِهِ * فَأَغدُو بِه طُولَ الْمَدَى الْعَنُ اللَّعنا « 1 »
كسانى هم كه از لعن صريح او بيم دارند مىتوانند اين طور بگويند « خداوند لعنت كند هر كس را كه به قتل حسين رضايت داد و به ناحق خاندان پيامبر را آزرد و حقشان را غصب كرد » . به اين ترتيب هر چند شخص يزيد را به طور معين لعنت نكرده است ، ولى به طريق اولى و نفس الامر او نيز شامل اين عموم مىگردد .
در جايز بودن لعن به اين الفاظ و امثال آن هيچ كس مخالفت ندارد ، مگر ابن عربى و موافقان او كه طبق ظاهر آنچه از اينان نقل مىشود ، لعن كسانى را كه به قتل حسين ( ع ) رضايت دادهاند جايز نمىدانند ، و اين گمراهىاى است كه بر گمراهى يزيد هم برترى دارد !
هامش
( 1 ) - او از لعنت من هم بزرگتر است و من پيوسته او را لعن مىكنم