فاصله است و شما فرزندش را كشتيد . « 1 »
رسول خدا ( ص ) فرموده است : جاى قاتل حسين در تابوتى از آتش است و نيمى از عذاب اهل جهنم از آن اوست . دست و پايش را به زنجيرهاى آتشين مىبندند و با صورت به درون آتش مىاندازند تا در قعر جهنم جاى گيرد ، و آنقدر بدبو است كه اهل جهنم از شدت بوى بدش به خدا پناه مىبرند ، قاتلان حسين در دوزخ جاودانهاند و عذاب دردناك مىچشند . آنان گرفتار آتشى مىشوند كه يك دم فروكش نمىكند به آنان چركاب مىنوشانند . واى بر آنان از عذاب خداى عزوجل « 2 »
حكم لعن يزيد « 3 »
سبط بن جوزى گويد : مشهور مجموع روايات دربارهء يزيد اين است كه چون سر امام حسين را نزد وى آوردند ، مردم شام را گرد آورد [ و در پيش چشم آنها ] با چوب خيزران بر لب و دندانش مىزد و اشعار ابن زِبْعَرى را مىخواند :
لَيْتَ اشْياخِى بِبَدْرٍ شَهِدُوا * جَزَعَ الْخَزْرَجَ مِنْ وَقْعِ الْاسَلْ
قَدْ قَتَلْنَا الْقَرْمَ مِن ساداتِهِمْ * وَ عَدَلْنا قَتْلَ بَدْرٍ فَاعْتَدَلَ
[ او مىگويد ] در نسخهاى آمده است : و عدلناه ببدر فاعتدل
قاضى ابويعلى به نقل از احمد بن حنبل در كتاب الوجهين و الروايتين چنين نقل كرده است : اگر درست باشد كه يزيد اين اشعار را خوانده است ، فاسق گرديده است .
[ ابن جوزى ] گويد : شعبى گفته است : يزيد اين ابيات را نيز به شعر زبعرى افزود و گفت :
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلا * خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْىٌ نَزَلْ
لَسْتُ مِنْ خَنْدَفَ انْ لَمْ انْتَقِمْ * مِنْ بَنِى احْمَدَ ما كانَ فَعَلْ « 4 »
هامش
( 1 ) - عقد الفريد 4 / 351
( 2 ) - صحيفةالرضا ( ع ) ، ص 122 تمييز الطيّب من الخبيث عبدالرحمن بن على شيبانى شافعى ، ص 132 .
( 3 ) - نويسنده محترم اين موضوع را در پاورقى آورده است كه به دليل اهميت آن ، در ترجمه به متن انتقال يافت .
( 4 ) - هاشم ، ملك را به بازى گرفت و گرنه ، نه خبرى آمد و نه وحيى نازل شد ، من از خندف نيستم اگر از رفتار فرزندان احمد انتقام نگيرم .