تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
عالمان بصره رسيد ، جمع شدند و چند روز بر آن حضرت گريستند و حسن گفت : خاك بر سر امتى كه فرومايه زادگانش ، پيامبر زادگانش را كشتند به خدا سوگند كه سر حسين را به پيكرش بازمى گردانند و آنگاه جد و پدرش در روز قيامت از پسر مرجانه انتقام مىگيرند . « 1 » عمرو بن بعجه گفته است : نخستين فرومايگى اعراب قتل حسين بن على و داستان پسر خواندگى زياد بود « 2 » عمربن عبدالعزيز گفته است : اگر در شمار قاتلان حسين بودم و مرا به بهشت دعوت مىكردند ، از خجالت اين كه مبادا چشمم به چشم رسول خدا بيفتد ، داخل نمىشدم . « 3 » ابراهيم نخعى گفته است : اگر در ميان قاتلان حسين مىبودم و سپس گناهم بخشيده مىشد و به بهشت وارد مىشدم ، از اين كه خداوند به پيامبرش بفرمايد كه به چهره‌ام نگاه كند ، خجالت مىكشيدم . « 4 » همچنين شمارى از اهل كتاب نيز فاجعهء شهادت امام حسين ( ع ) را محكوم كرده وزشت شمرده‌اند . رأس الجالوت گفته است [ پيش از شهادت امام حسين ( ع ) ] مىشنيديم كه پيامبر زاده‌اى در كربلا كشته مىشود ، من از رفتن به كربلا هراس داشتم و هر گاه كه به آن سرزمين وارد مىشدم به تاخت مىرفتم تا هر چه زودتر از آنجا بگذرم . اما پس از كشته شدن حسين با خاطر جمع حركت مىكنم . « 5 » ابى الاسود گويد : در ديدارى كه با رأس الجالوت داشتم به من گفت ميان من و داود ، هفتاد نسل واسطه است ، با وجود اين هرگاه يهوديان مرا مىبينند احترام و حق‌شناسى مىكنند و حرمت مرا بر خود واجب مىشمارند . اما ميان شما و پيامبر تنها يك نسل
هامش
( 1 ) - مرآة الزمان ، ص 103 . ( 2 ) - المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 132 . ( 3 ) - مرآة الزمان ، ج 10 ، ص 103 . ( 4 ) - المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 119 . ( 5 ) - همان ، ص 118 ، تاريخ دمشق ، ص 189 ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 276 .