تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
بهترين مردان پس از پيامبر را كشتيد و قلب هايتان از رحم و شفقت تهى شد ! آگاه باشيد كه حزب خداوند رستگارند و حزب شيطان زيانكار . آنگاه اين شعر را خواند :
قَتَلْتُمْ اخى صَبْراً فَوَيْلٌ لِامِّكُم * سَتُجْزوُن ناراً حَرُّها يَتَوَقَّدُ
سَفَكْتُم دِماءًا حَرَّمَ اللَّهُ سَفْكَها * وَ حَرَّمَها الْقُرآنُ ثُمَّ مُحَمَّدُ الا فَابْشِرُوا بِالنَّار انَّكُم غَداً * لَفى سَقَرٍ حَقّاً يَقيناً تَخَلَّدُ وَ انّى لَأبْكى فى حَياتى عَلى اخى * عَلى خَيرِ مِنْ بَعْدِ النَّبىِّ مُوَلَّد بِدَمْعٍ غَزيرٍ مُسْتَهِلٍّ مُكَفْكَفُ * عَلَى الخَدِّ مِنّى ذائِباً لَيْسَ تَجْمَدُ « 1 »
راوى مىگويد صداى آه و ناله ونوحه سرايى مردم بلند شده زنان موى پريشان كردند و خاك بر سرشان مىريختند . صورت هاشان را خراش مىدادند و بر رخساره مىزدند و فرياد آه و واويلا سر مىدادند . مردان نيز گريستند ، چنان كه مانند آن روز ، زنان و مردان را كسى گريان نديده بود .

خطبه بانو فاطمه ، دختر امام حسين ( ع )

راوى گويد : پس از آن كه فاطمه صغرى همراه اسيران كربلا به كوفه وارد شد ، اين خطابه را ايراد كرد : خداى را سپاس مىگويم به شمار سنگريزه‌هاى دشت و بيابان و به وزن آنچه ميان خاك تا افلاك است . او را سپاس مىگويم و به او ايمان مىآورم و براو توكل مىكنم . اشهد ان لا إله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله . و گواهى مىدهم بر اين‌كه فرزندان پيامبر بى آن‌كه مكرى انديشيده يا خونى ريخته باشند ، بر ساحل فرات كشته شده‌اند . خدايا به تو پناه مىبرم از اينكه بر تو دروغى ببندم و يا بر خلاف آنچه بر پيامبرت فرو
هامش
( 1 ) - برادرم را مظلومانه كشتيد . واى بر مادرهاتان كه به زودى آتشى فروزان را به پاداش خواهيد گرفت . شما خون هايى را ريختيد كه خداوند و محمد ( ص ) و قرآن ريختن آنها را حرام كرده‌اند . بدانيد و يكديگر را به عذاب بشارت دهيد . زيرا كه فردا به طور قطع در جهنم جاودانه خواهيد شد . تازنده‌ام بر برادرم مىگريم ، بر بهترين كسى كه پس از پيامبر ولادت يافته است . با اشكى فراوان و ريزان كه پيوسته بر گونه‌هاى من جارى است و خشك نمىشود .