فرستادهاى ، سخنى بگويم . تو بر محمد وحى كردى كه براى جانشين خود ، على بن ابى طالب ، از مردم پيمان بگيرد . اما مردم حق او را پامال كردند و او را بدون گناه كشتند - همانطور كه ديروز فرزندش را كشتند - در خانهاى از خانههاى خداوند كه در آن گروهى از مردم كه به زبان مسلمانند حضور داشتند - خداوند هلاكشان كند . نه در دوران زندگى و نه هنگام مرگ هيچ ستمى را از او دفع نكردند ، تا آنكه او را نزد خود بردى ، در حالى كه مناقبى پسنديده داشت . نرم خو بود و فضايلش بر همه آشكار بود . راه و روش او بر همگان شناخته بود . در راه تو از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى و يا سركوفت هيچ سركوفت زنندهاى نهراسيد .
پروردگارا تو خود ، در كودكى او را هدايت كردى و در بزرگى فضايلش را ستودى . او پيوسته مصلحت ( دين ) تو و پيامبرت را مىخواست . تا آنكه او را نزد خويش فراخواندى ، در حالى كه پارسا و از حرص و آزبرى بود ، راغب به آخرت بود ، و در راه تو مجاهدت كرد . تو از او خشنودشدى و او را برگزيدى و به راه راست هدايتش كردى .
اما بعد ، اى مردم كوفه ، اى اهل مكر و خودبينى و خيانت . ما خاندانى هستيم كه خداوند ما را به شما مبتلا كرد و شما را به وسيلهء ما آزمايش فرمود . آنگاه آزمايش ما را نيكو قرار داد و دانش و فهم خويش را نزد ما به وديعت نهاد . ما گنجينه دانش و ظرف فهم و حكمت اوييم ، و در روى زمين ، حجت بلاد و عباد اوييم . خداوند به كرامت خويش ما را كرامت بخشيد و با پيامبرش محمد ( ص ) ما را بر بسيارى از مردم فضيلت روشن و آشكار داد . شما ديروز ما را تكذيب كرديد و شمشيرهايتان به سبب كينههاى پيشين خون ما اهل بيت را ريخت . چشم شما به اين كار روشن و دلهايتان شاد گشت ، با دروغى كه بر خدا بستيد و مكرى كه انديشيديد و خداوند بهترين مكر كنندگان است . نَفْس هايتان شما را به شادى به ريختن خون ما و غارت اموال ما واداشت ، و آنچه بر ما نازل شد [ از مصيبتهاى بزرگ و فاجعههاى عظيم ] ، پيش از آن كه تحقق يابد ، در كتابى نوشته است و آن بر خدا آسان است . « تا به خاطر آنچه از دست داديد غم نخوريد و به خاطر آنچه به دست آورديد خوشحال نشويد . همانا خداوند هيچ متكبر فخر فروشى را دوست ندارد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - اشاره است به آيههاى 22 و 23 سوره حديد ( 57 ) .