تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
ستمگران را جز زيان نمىبينم ! » « 1 » ضحّاك ، پسر عبداللَّه مشرقى « 2 » - از تيره‌هاى قبيلهء همدان - و عبداللَّه بن شريك عامرى از حضرت امام على بن حسين ، زين العابدين عليه السلام چنين نقل كرده‌اند : پس از آن كه عمر سعد ، سپاهش را آمادهء حمله به اردوگاه ما كرد ، اوايل شب بود و پدرم يارانش را گرد آورد ، من با حال بيمارى نزديك رفتم تا سخنان وى را بشنوم . ايشان خطاب به يارانش چنين فرمود : « خداى - تبارك و تعالى - را آن چنان كه شايسته است ، ستايش مىكنم و او را در شادى و اندوه سپاس مىگويم . بار خدايا ! تو را مىستايم كه ما را با پيامبر كرامت بخشيده‌اى و به ما قرآن آموختى و داناى دين كردى و به ما گوش و چشم و دل داده از مشركان قرارمان ندادى . امّا بعد ، من يارانى شايسته‌تر و بهتر از يارانم و خاندانى نيكوكارتر و ريشه‌دارتر از خاندانم نمىشناسم . خدا به همهء شما پاداش نيك دهد . چنين گمان مىكنم كه ما و دشمن ، فردا با هم بجنگيم . شما آزاديد و اجازه داريد كه برويد . من پيمانم را از شما برداشتم ، شب هنگام است و تاريكى شب همه جا را فرا گرفته است ، در پناه اين تاريكى ، آرام ، از معركه بيرون‌رويد . »

پاسخ ياران

پس از اين گفتار امام حسين عليه السلام ، مسلم عوسجه برخاست و گفت : « آيا شما را تنها بگذاريم ، در حالى كه در گذاردن حقّ شما نزد خداوند هيچ عذرى نداريم ؟ ! به خدا سوگند ! از تو جدا نخواهم شد ، تا نيزه‌ام را در سينه‌هاى اينان بشكنم و آنقدر شمشير
هامش
( 1 ) - العقد الفريد ، 4 / 348 ؛ نثر الدرر ، 1 / 227 ؛ المعجم الكبير ، 3 / 114 ؛ مقتل الحسين ( ع ) ، 2 / 5 ؛ ترتيب الأمالى ، 1 / 161 . ( 2 ) - ر . ك : سير اعلام النبلاء ، 4 / 604 .
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 158 | غلامحسين جمشيد نژاد اول / الشيخ محمد باقر المحمودي / عبدالحسين بينش